بسیاری از دوستان در قسمت کامنت پست های اینستاگرام برای من در مورد روش های ایجاد انگیزه سوال پرسیدند.

قصد دارم در این مقاله بصورت کامل به این موضوع بپردازم و یک عامل ریشه ای و ۷ راه برای رسیدن به انگیزه مورد نیاز در کارها را معرفی کنم. حتما این مقاله را تا انتها مطالعه کنید.

انگیزه یعنی چی؟

بسیار خوب!

قبل از این که بخواهیم به مطلب بپردازیم، اجازه میخواهم که بگذارید اول تعریفی از انگیزه داشته باشیم!

باید بدانیم که سر چه کسی را می تراشیم!

تعریف مورد نظر از انگیزه را بیان میکنم که تا انتها با این تعریف با من همراه شوید.

انگیزه داشتن

ویکی پدیا انگیزه را این گونه معرفی می کند.

به مجموعه عامل‌هایی که مردم را وا می‌دارد تا به روشی خاص رفتار و تلاش کنند و در نتیجه به هدف‌های مورد نظر دست یابند.

در کتب و سایت های دیگر، تعاریف پیچیده و نامفهوم دیگری نیز دیده می شود.

در اینجا میخواهیم انگیزه را این گونه تعریف کنیم:

به یک نیروی درونی که باعث تلاش برای رسیدن به هدف میشود، انگیزه می گویند!

یا به زبان خودمانی،

انگیزه، بنزین حرکت ما در مسیر اهدافمان است!!!

حکایتی زیبا

آقا غلام رفته بود برای امتحان رانندگی

آقا غلام رفته بود برای امتحان رانندگی،غلام رفته بود برای امتحان رانندگی.

افسر از غلام پرسید:

– یک نیسان آبی داریم، یک آمبولانس، یک ماشین آتش نشانی و یک ماشین پلیس!

هر کدام از این ها در طرفی از یک چهار راه قرار گرفته اند. حق تقدم به ترتیب برای کدام یک از آن هاست؟

آقا غلام شروع کرد:

۱٫ ماشین آتش نشانی باید برود. چون شاید جون چند نفر در خطر باشد.
۲٫ آمبولانس باید برود و خودش را به بیمار یا بیمارستان برساند.
۳٫ ماشین پلیس برود تا به امنیت مردم رسیدگی کند.

افسر گفت:
– بسیار عالی! خب نیسان چی؟

– نیسان که همون اول قبل از ماشین آتش نشانی رفففففت!

!

تمام صحبت ما در اینجا، برپایه این است که هدف را تعیین کرده باشید، و با توجه به هدف، نیاز به انگیزه داشته باشید.

انگیزه قاتل روزمرگی ها

امروزه میلیون ها میلیون انسان در دنیا زندگی میکنند که بیشتر آن ها برنامه روزهایشان شبیه به روز های گذشته است!

بیشتر مردم کار میکنند که بتوانند در آمدی داشته باشند برای تغذیه

و تغذیه می کنند که بتوانند کار کنند!

این یعنی روز مرگی!

افراد معمولی در جامعه، موجی بر اساس روزمرگی درست کرده اند که هر فرد جدیدی که وارد جامعه میشود، چاره ای جز همراهی ندارند!

یعنی افراد جدید هم با این موج همراه میشوند!

در این جمع، من و شمایی که قصد پیشرفت داریم، راهی جز حرکت بر خلاف این روزمرگی نداریم!

روزمرگی

در واقع تنها کاری که ما را از افراد عادی متمایز میکند، فرار از روزمرگی است!

برای جدا شدن از این پدیده، اول از همه نیاز به تعیین هدف داریم که در مورد تعیین یک هدف استاندارد در یک مقاله به صورت جدی صحبت کرده ایم.

بعد از تعیین هدف، باید بدانیم و چطور پیوسته در مسیر هدفمان باشیم. به بیانی دیگر باید راه های رسیدن به انگیزه را پیدا کنیم.

برای داشتن انگیزه باید چه کنیم؟

سوال خوب و به جاییست!

باید چه کنیم که به انگیزه مورد نیاز برسیم.

کارهای بسیاری هست که جلو تر به آن اشاره خواهیم کرد:

طلایی ترین نکته در داشتن انگیزه

وقتی ندانیم به کدام سمت در حال حرکت هستیم، داشتن انگیزه معنایی ندارد! در اولین مرحله باید مسیر زندگیمان را مشخص کنیم!

باید بدانیم این راهی که میرویم، آخرش به کجا میرسد؟ آیا جایی است که دوست داریم؟ یا این که رسیدن به آن برایمان اهمیتی ندارد!

فرض کنید هنگام ورود به دانشگاه، با علاقه تمام رشته مدیریت را انتخاب کرده اید! خب تصویری که از آینده خود دارید، فردی مدیر پشت میز، که در حال چیدن استراتژی برای مجموعه است و با تمام عشق به شغل خود حرکت میکند.

حال شما با این تصویر و علاقه از دانشگاه فارغ التحصیل می شوید و بخاطر شرایط اقتصادی، شغل مورد نظرتون رو پیدا نمیکنید و مشغول مسافر کشی میشید.

آیا انگیزه ای برای کار خواهید داشت؟

چرا؟ خب دلیل معلوم است! چون در مسیر زندگیتون نیستید!

یکی از مهمترین مسائل داشتن مسیر زندگی است. هدفی که برای آن تلاش میکنیم باید در مسیر زندگیمان باشد!

میتوان این مورد را عامل ۹۰ درصد انگیزه در راه رسیدن به هدف  دانست!

مسیر زندگی

چگونه مسیر زندگی خود را پیدا کنیم؟

گوشیتون زنگ میخوره!

نگاه میکنید میبینید نامی که روی گوشی حک شده آشناست!

یک تماس فوری از عزارئیل دارید!

آقای عزرائیل شروع به خوش و بش می کنه.

  • غرض از مزاحمت میخواستم به شما خبر بدم که ۱۰ سال دیگه زندگی میکنید با این امتیاز ها:
  1. یک کارت اعتباری برای شما ارسال میکنیم با موجودی ۱۰۰ میلیارد! یعنی حدودا بدون محدودیت میتونید خرج کنید.
  2. در این ۱۰ سال حتی یک مشکل هم نخواهید داشت!
  3. بهشت و جهنم هم برای شما تعطیله! قبول! شما رو میفرستیم  بهشت!
همین الآن مطالعه کنید  پیشگیری از دعوای زن و شوهر | 8 نشانۀ شروع دعوا

شما می مونید و خودتون!

در این ۱۰ سال چه کاری میکنید؟

خواهش میکنم همین الآن به سوال بالا پاسخ بدید

پاسخ به سوال بالا میشه مسیر زندگیتون!

نگران نباشید! تا یک هفته آینده یک مقاله کاملا تخصصی در مورد مسیر زندگی در سایت قرار داده می شود.

1. یک نشانه برای یاد آوری!

اولین مورد از عوامل ایجاد کننده انگیزه، ایجاد یک نشانه برای یادآوری است.

کاری که میخواهیم انجام دهیم و نتیجه حاصل از آن رو در قالب یک نشانه برای یاد آوری قرار میدهیم.

برای مثال، روی یک استیکی نوت مینویسیم مسواک یادت نره! و جلوی روشویی خونمون میذاریم!

بسیاری از بی انگیزگی های ما ریشه در فراموشی قدم های بسیار کوچک است!

زمانی که قدم های کوچک اما روزانه را فراموش میکنیم، بعد از یک مدت میبینیم خیلی از مسیر عقب افتاده ایم و تا حدی ناامید میشویم و همین باعث بی انگیزگی ما میشود!!!

دیگه خودتون میدونید که راه های مختلفی وجود داره برای این کار چند مورد را بیان میکنم:

  1. گذاشتن ساعت هشدار روی گوشی که روزانه ساعت خاصی به شما یاد آوری کنه
  2. بک گراند موبایل
  3. بک گراند لپتاپ
  4. نوشتن روی تخته وایت برد
  5. و …

2. داشتن هُل دهنده

کوچینگ انگیزه

منظور از هل دهنده این است که یک نفر رو داشته باشیم که پیگیر ما باشد و دائما از ما بازخورد بگیرد.

این یک نفر میتواند

  • یک دوست باشد
  • همسر باشد
  • پدر یا مادر باشد
  • خواهر یا برادر باشد
  • همکار باشد
  • یا یک کوچ باشد!

به این شکل که در یک بازه زمانی مشخص (مثلا هفته ای یکبار) از شما گزارش کار میگیرد که در این هفته چه کرده اید؟

جواب شما از دو حالت خارج نیست! یا راست میگویید که فلان کار را انجام داده ام یا این که چیزی غیر از حقیقت میگویید.

اگر راست بگید که همان خواسته مطلوب ماست. اما هنگامی که به طرف مقابل چیزی غیر از حقیقت را میگویید، اگر چه طرف مقابل شما را تحسین می کند، اما شما با خودتان رو راست هستید! و میدانید فلان کار را باید انجام میدادید. که باز همین مساله باعث ایجاد انگیزه در شما می شود

کوچ (coach) یا مربی به کسی گفته می شود که با تکنیک های مخصوص، انگیزه های درونی شما را زنده میکند. با این کار شما کاری جز انجام دادن قدم های مطلوب ندارید!

یادم می آید یک نفر از دوستانم قصد داشت کتابی بنویسد. به من گفت مهدی چند وقته استارت کتاب رو زدم اما هنوز کتاب رو به جایی نرسوندم.

ازش خواستم ۵ تا از دلایلی که اون رو مجاب کرده که کتاب بنویسه رو مکتوب کنه. برام نوشت. با توجه به شناختی که از دوستم داشتم، دلایل محکمی داشت! برای خودش هم بسیار مهم بود. اما تنها چیزی که باعث شده بود کار را ادامه ندهد، نداشتن انگیزه کافی برای این کار بود.

کار رو با هم شروع کردیم و بعد از ۳۷ روز با پیگیری های روزانه، دوستم کتابش رو نوشت و الآن بعنوان رزومه از این کتاب همه جا استفاده میکند!!!

3. تحلیل پایان شب

محاسبه نفس

از چند زاویه میتوان به کلام معصومین نگاه کرد و به شگفتی آن ها پی برد:

  1. منحصر در زمان خاصی نیست! چرا که با توجه به شناختی که از انسان و ویژگی های جهان داشته اند کلامی را فرموده اند.
  2. با انجام یک سفارش میتوان از چند بُعد سود برد. چرا که به تمام زوایا علم دارند و سفارشی را ارائه میدهند که با انجام دادنش جنبه دیگر زندگی مان نلنگه!
    برای وضوح بهتر: سرم درد میکرد، رفتم داروخانه و یک قرص گرفتم. داخل کارتون این قرص یک کاغذ راهنما بود که عوارض قرص رو هم نوشته بود: ۱٫ اسهال ۲٫ احتمال سرگیجه ۳٫ کم اشتهایی ۴٫ در بعضی اوقات حالت تهوع و …
    داروساز میخواد ابرومون رو درست کنه ، میزنه چشممنونم کور میکنه.
    کلام معصومین اینطور نیست!

یکی از مهمترین راه ها برای شارژ انگیزه، این است که روزانه چک کنیم ببینیم چند در صد به هدفمان نزدیک شدیم؟

چک کنیم آیا نسبت به روز قبل رو به جلو حرکت کرده ایم؟ در جا زده ایم یا عقب رفت داشته ایم؟

میتونم با قاطعیت، زندگی خودم رو به دو بخش تقسیم کنم.

همین الآن مطالعه کنید  5 اصل مهم برای ترغیب کننده برتر

من هم مانند بسیاری از شما گذشته ای داشته ام که کمتر از الآن قدر خودم و داشته هایم رو میدونستم.

یک روز در حال خواندن یک کتاب با موضوع رفع اهمال کاری بودم. این کتاب اقدامک های بسیار داشت که باید آن ها را انجام میدادیم.

سه چهارم کتاب رو خوانده بودم که رسیدم به یک اقدامک عجیب.

نویسنده از من (بعنوان مطالعه کننده) خواسته بود که یک دفترچه بردارم و کوچکترین کارهایی که در ساعاتم انجام میدهم در آن بنویسم.

کار ساده ای نبود، اما تصمیم گرفتم انجام بدهم.

در طول یک هفته این کار را انجام دادم به طوری که هر شب یادداشت اون روز رو هم چک میکردم.

آخر هفته زمان هایی که مشغول کار های مختلف بودم رو تحلیل کردم و برق از سرم پرید!!!

۴۲ ساعت از زمان ارزشمندم رو مشغول شبکه های اجتماعی بودم!

حدود ۲۰ ساعت از عمر عزیزم پای تلویزیون حروم شده بود!!!

صحبت های بیهوده و بیش از حد زمان گذاشتن با دوستان که به جای خود!!!

عمری که این قدر با ارزش است که اگر لحظه آخر تمام دارایی ات را هم بدهی یک ثانیه بیشتر هم بهت مهلت نخواهند داد!

در طول یک هفته نزدیک به ۶۰ ساعت رو پای تلویزیون و شبکه های اجتماعی گذرانده بودم!

خود آگاهی

مهمترین فایده ای که تحلیل پایان شب و محاسبه نفس دارد این است که به خودآگاهی میرسیم!

زمانی که خودمان آگاه شویم از اتلاف منابعی که داریم به خود می آییم و انگیزه پیدا میکنیم برای ادامه مسیر !

4. در نظر گرفتن جوایز کوچک

جوایز کوچیک

یکی دیگر از مواردی که برای شارژ انگیزه میتوان از آن استفاده کرد، این است که برای انجام کار ها به خودمان جایزه بدهیم و برای کار های بعد جایزه تعیین کنیم!

امیدوارم ذهنتون سراغ جوایز بزرگ و پرخرج نرفته باشه!

این جوایز میتواند چیز های کوچکی باشد مانند:

  • یک بستنی
  • غذایی که دوست دارید
  • شنیدن یک موزیک مورد علاقه
  • دیدن یک فیلم
  • یا هر چیز دیگر!
جایزه کوچک انگیزه

با در نظر گرفتن جوایز مختلف برای انجام کارهای ریز و درست، ذهن من و شما میفهمد که هر موقع کاری را به اتمام برساند، به چیزی که دوست دارد میرسد!

ذهن هم شما را همراهی میکند برای به اتمام رساندن کارها.

لذا دیگر بی حوصلگی کمتری سراغ شما می آید و انگیزه انجام کار بیشتری خواهید داشت.

5. تصویر سازی ذهنی

تصویر سازی ذهنی

یکی دیگر از مباحث مهم در داشتن انگیزه، فکر کردن به آینده اتمام این کار است!

مطالعه روزانه، به تنهایی سخت و طاقت فرساست! این که روزانه ۲ ساعت سرم رو داخل کتاب کنم و خط های هر صفحه را با چشم جارو بزنم، واقعا حوصله ام رو سر میبره!

چه چیزی باعث میشه باز هم روز بعد ۲ ساعت زمان برای مطالعه وقت بگذارم؟

تنها چیزی که میتونه به من (یا امثال من) انرژی و انگیزه می دهد برای انجام کارهای روتین و به ظاهر خسته کننده، تصویری است که در آینده از خودمان میبینیم!

انجام کارهای روتین

این تصویر برای دوستان عزیزی که تجربه چت در تلگرام رو با هم داشتیم، آشناست.

این تصویر پروفایل من در تلگرام است. هر موقع که این عکس رو میبینم خودم پیش خودم شارژ میشم.

مضمون نوشته ی روی این عکس این است:

چیزی که به من انگیزه می دهد، تصویری است از ۱۰ سال آینده خودم!!!

اگر در مسیر زندگیتان به درستی حرکت میکنید و هدفی مطابق با ارزش هاتون انتخاب کرده اید، پیشنهاد میکنم هرگاه در حال انجام کاری خسته شدید،

از خودتون بپرسید این کار رو انجام میدهم، آخرش چی میشه؟

این کار باعث میشود که تصویری که از آینده خودتون دارید برایتان روشن شود و یک انگیزه مضاعف بدست آورید!

6. تعیین تکلیف با بهانه ها!

بهانه ها

یکی از مهمترین قاتلان انگیزه در زندگی ما، بهانه تراشی است!

تا زمانی بهانه ها در مسیر ما وجود داشته باشند، دست از اقدام مکشیم و هیچ کاری انجام نمیدهیم!!!

فکر میکنم قبل از ادامه بحث در مورد بهانه ها، لازم باشد تعریفی از بهانه ارئه دهیم:

بهانه عبارت است از

دلایلی که ما در توجیه عمل نکردن کاری به خودمان یا دیگران ارئه میکنیم. در حالی که افرادی در شرایط مشابه یا حتی بدتر از ما آن کار را انجام داده اند!

خوب از کجا متوجه شویم که این دلیلی که ارائه کرده ایم، بهانه است؟

دو معیار مهم که میتوانیم با آن خودگویی هایمان را بررسی کنیم و ببینیم واقعا بهانه است یا خیر، این است که:

  1. در نظر  بگیریم اطراف دیگر ( هر چند تعدادشان کم باشد) توانسته اند با وجود این بهانه، به موفقیت برسند یا خیر؟
  2. اگر مجبور باشم میتوانم یاخیر؟
    اگر کسی اسلحه روی گیجگاه ما بگذارد، ما میتوانیم این کار را انجام دهیم یا خیر؟

اگر بدانیم که بخاطر بهانه ها چه فرصت های خوبی را از دست میدهیم، از ناراحتی افسرده میشویم!

مغز ما انسان ها همیشه، امکاناتی که در دست داریم را حداقل می پندارد، لذا هیچ موقع کار را شروع نمیکنیم چون مغز برای خودش این بهانه را تراشیده است که امکانات کافی وجود ندارد!

همین الآن مطالعه کنید  اثر هاله ای در متقاعد سازی

پیشنهاد میکنم فیلم زیر را ببینید:

اسم این آقا نیک ووییچیچ است.

آقای نیک ووییچیچ از بدو تولد از نعمت دست و پا محروم بوده!

در ظاهر اگر هر کدام از من یا شما بودیم، بهانه چرب و دهان پر کنی داشتیم که

من که نه دست دارم و نه پا! بخاطر همین است که بدبخت شده ام و پول ندارم!

اما آقا نیک ووییچیچ با پیگیری ها و تلاش بسیاری که داشت الآن موسسه زندگی بدون حد و مرز را اداره میکند و یکی از بزرگترین سخنران های انگیزشی است!

فکر میکنم با وجود امثال نیک ووییچیچ دیگر بهانه های خودمان را باید کنار بگذاریم چرا که دیگر بهانه هایمان رنگی ندارد!

پیشنهاد من این است که برای داشتن انگیزه ی بیشتر، با بهانه های خود تعیین تکلیف کنیم! ببینیم واقعا آنها میخواهند ما را زمین بزنند یا ما با بی محلی به آن ها در مسیرمان پیشرفت کنیم!

برای این که بدانید بهانه تان چقدر قدرت دارند ببینید اگر ده سال دیگر این بهانه را دلیل ناموفق بودنتان معرفی کنید، حال خوبی خواهید داشت یا خیر؟

7. استفاده از تکنولوژی

تکنولوژی در اختیار انگیزه

همانطور که تکنولوژی در خدمت جنبه های مختلفی در زندگی از جمله ارتباطات هست، میتوانیم از آن در امور بهبود فردی استفاده کنیم.

چندین نرم افزار بسیار مهم وجود دارند که میتوانند در شارژ انگیزه به ما کمک دهند.

نرم افزار هایی همچون:

GOOGLE CALENDAR

WUNDERLIST

QUALITY TIME

 و …

میتوانید با تجربه نرم افزار های مختلف، شارژ شدن انگیزه تان را تجربه کنید.

چه چیزهایی انگیزه را از بین می برد؟

خب!

۷ نکته بسیار مهم برای بدست آوردن انگیزه را یاد گرفتیم!

برای بیمه شدن از بی انگیزگی، باید بدانیم چه مسائلی انگیزه را از بین می برند!

در این جا ۳ مشکل بزرگ در مسیر انگیزه را بیان میکنیم!

1. مسئولیت گریزی

مسئولیت گریزی

اولین مساله که انگیزه ما را از بین می برد، مسئولیت گریزی است!

کافی است که ما از زیر مسئولیتی که بر گردن داریم، شانه خالی کنیم! دیگر کاری نمیماند که انگیزه ای برای انجام آن ها داشته باشیم!

مسئولیت گریزی عامل بسیار مهمی در خیلی از “موفق نشدن” و “شاد نبودن” ما در زندگی است!

تا همین حد در زمینه انگیزه پیشنهاد میکنم که در این موضوع در گوگل مطالعه نمایید. حتما به دردتان خواهد خورد!

2. تصمیم گیری های زیاد !!!

تصمیم گیری

تحقیقات نشان داده است که به هر مقدار تصمیم بگیریم، ذهن ما برای رسیدن به نتیجه این تصمیمات، انرژی موجود خود را تقسیم میکند! لذا وقتی تنها یک تصمیم میگیریم انگیزه عملیاتی کردن این تصمیم در ما به اندازه بیشتری وجود دارد!

اما اگر چندین تصمیم بگیریم، مثلا میخوام وسایل اتاقمان را مرتب کنیم، اگر به این صورت وارد اتاق شویم که میخواهیم

  • هم کتاب ها را مرتب کنیم،
  • هم وسایل اضافی میز تحریر را برداریم،
  • لباس ها را تا کنیم و در کمد خودش بذاریم
  • هم زمین را جارو بزنیم
  • هم تخت و رو تختی را مرتب کنیم.

هر چقدر هم که حوصله داشته باشیم و با انگیزه وارد اتاق شویم، بعد از ۱۰ دقیقه انگیزه مان از بین خواهد رفت.

یا دست از کار میکشیم، یا با بی حوصلگی ادامه می دهیم.

اما…

اما اگر با این تصمیم وارد اتاق شوید که کتاب ها را مرتب کنید، حتما این کار را خواهید کرد! چرا ؟ چون شما تنها یک تصمیم گرفته اید و ذهن شما انرژی خود را برای انجام این تصمیم قرار داد! پس توانستید این کار را انجام دهید!

بعد از مرتب کردن کتاب ها، تصمیم بگیرید که وسایل اضافی میر تحریر را بردارید! و بعد تصمیم های دیگر

همین مثال رو در حیطه های دیگر زندگی پیاده کنید با نگاه هایی کلی یا جزئی تر.

هر چقدر تصمیم های کمتری بگیرید، انرژی بیشتری برای انجام کار ها خواهید داشت و در نتیجه شما فردی با انگیزه تر خواهید بود!

3. مهم بودن حرف دیگران