در وبسایت هایی که در مورد ارتباطات صحبت می کنند، بیشتر به معرفی ارتباط و راه های ارتباطی می پردازند. مقاله های بسیاری در این حیطه گذاشتیم ولی در نشست اول قصد داریم، اولین مقاله تخصصی با این موضوع را اختصاص می دهیم به موانع ارتباطی !

موانع ارتباطی

فکر میکنم متوجه این اهمیت این مساله شده باشید که ارتباطات تا چه حد میتواند بر رضایت از زندگی ما اثر داشته باشد!

امثال این جمله را شاید خیلی شنیده باشید!

  • فلانی “پارتی” داشت، بخاطر همین کارش راه افتاد.
  • مثل فلان دوستم دیگه تو دنیا ندیدم.
  • حاضرم تمام دارایی ام را بدهم اما فلان مرحوم که از آشنایانم بود، دوباره زنده می شد.
  • و …

این سری از جملات، بیانگر اهمیت ارتباطات ما در یان جامعه است.

داستان از کجا شروع شد؟

بعد از شنیدن تحقیقی که در مقاله راه خوشبختی چیست، بیان شده بود، خیلی متاثر شدم از این که  از موقعیت هایی که برای داشتن رابطه های جدید در اختیار داشتم، بهترین استفاده را نکردم؟

مطالعه در مورد برقراری ارتباط را استارت زدم.

شروع به تمرین کردم برای برقراری ارتباط

اما یک جای کار می لنگید!

تمام ارتباط ها روی منوال خودش نبود!

به قول خودمان شاخک هایم را تیز کردم تا ببینم کجای کار عیب دارد؟

متوجه شدم، یک سری موانع در ارتباطات بوده که من رعایت نکردم!

ناموفق

برطرف کردن موانع ارتباطی

به نظر شما چرا در برقراری ارتباط اغلب با شکست مواجه می شویم؟

فکر می کنم دو عامل می تواند ما را از برقراری یک رابطه درست، باز می دارد:

  1. عملکرد بدن و ذهن ما
  2. باور این که دیگران مانند ما به دنیا نگاه می کنند. ( همون مقاله ادراک)

حقیقت این است که ما اطلاعاتی که در مورد جهان پیرامون میدانیم، از راه حواس پنج گانه دریافت می کنیم. یعنی:

  • بویایی 

  • چشایی

  • بینایی

  • شوانیی 

  • لامسه

با این توضیح، امکان دارد، حواس ما ضعیف عمل کنند و ما برداشت صحیحی از اتفاقات بیرونی نداشته باشیم.

اگر این ۵ نکته را بدانیم، میتوانیم خطای خود را در برقراری ارتباط به چیزی نزدیک به صفر برسانیم.

۱) به تفاوت های فرهنگی توجه کنیم

یک موردی که خودم تجربه کردم این بود.

برایم سوال بود که چرا در ایام غم و سوگواری اهلبیت علیهم السلام، پیراهن سیاه به تن می کنیم.

از مادرم دلیل رو پرسیدم، مادرم در جواب گفت که لباس سیاه نشان از عزاداریه و هر کس تو محرم بپوشه یعنی امام حسین رو زیاد دوست داره.

همین الآن مطالعه کنید  با حواس پرتی از احساسات بد فاصله بگیریم!

خب بهترین جوابی رو شنیدم که یک پسر شش ساله باید می شنید.

پدر بزرگم دوستانی داشت که در کشور پاکستان زندگی می کردند.

ایام عزاداری امام حسین علیه السلام بود که این دوستای پدر بزرگم از پاکستان آمده بودند قم.

تمام لباس های پاکستانی سفید سفید.

من رفتم جلو و از یکی از آن ها که فارسی بلد بود پرسیدم:

شما امام حسین رو دوست ندارید؟

شوکه شد!

گفت چرا؟

گفتم آخه تو محرم لباس سفید پوشیدید!

فکر میکنم با توجه به سنم ناراحت نشد.

پدر بزرگم سریع بهم گفت که داخل پاکستان، وقتی مردم عزادار می شوند، مشکی می پوشند.

***

پاکستانی

این داستان برای شاید ۱۸ سال پیش است که من فقط ۶ سال داشتم.

اما اگر الآن در همچین سناریویی میبودم، حتما ارتباط خوبی برقرار نمی کردم.

چرا که از فرهنگ مخاطبم خبر نداشتم و با توجه به نگاهی که خودم به یک ماجرایی مثل عزاداری داشتم، به لباس های آن ها نگاه می کردم.

اولین موردی که میتواند برای برقراری ارتباط بسیار مهم باشد، مساله تفاوت فرهنگی است.

ریشه هایی که باعث فرهنگ سازی می شود عبارت است از:

  1. تربیت
  2. آموزش
  3. تجربه های گوناگون

همانطور که میبینید، در نزدیک به تمام برخورد هایمان، در هر سه مولفه با مخاطب اشتراکی نداریم.

پس باید بسیار مراقب باشیم که تسلیم این مانع ارتباطی نشویم.

۲) پیش داوری کردن ممنوع

پیش داوری

فرض کنید داخل یک تاکسی نشسته اید و یکی از دوستان شما که از نعمت بچه دار شدن محرومه هم کنار شما نشسته است.

راننده تاکسی رو به دوستتان بگوید چند تا فرزند داری؟

می دونید چه حس بدی به دوستتان دست می دهد؟

یکی از بزرگترین اشتباهات در برقراری ارتباط، پیش داوری کردن است!

پیش داوری کردن به این معنا است که فرض را بر چیزی بگذارید که امکان دارد به هر دلیلی طرف مقابل نداشته باشد.

مثلا:

دوست دبیرستانی تان  را بعد از سال ها دیده اید، اولین سوالتان این باشد که ماشینت چیست؟

این یعنی پیش داوری کردن!

شاید دوستتان اولویت زندگیش نباشد که ماشین بخرد!

شاید پول ندارد که ماشین داشته باشد؟

شاید ماشین مدل پایین دارد و نمیخواهد کسی بفهمد.

شاید دوست ندارد ماشین بخرد.

شما طوری سوال رو پرسیدید که انگار باید اون چیزی که شما میخواهید طرف مقابلتان باشد.

چیزی که باعث می شود پیش داوری شما مانند دیوار چین بین شما و مخاطبتان قرار بگیرد، انتقال حس بد است

همین که مخاطب حس بد پیدا کند به این معناست که فاتحه رابطه خوانده شده است.

همین الآن مطالعه کنید  "هوش هیجانی" چیست؟

۳) همه شبیه هم نیستن!!!

تعمیم

بعضی این طور هستند!

میگیم که مگه این بنده خدا رو میشناسی که این طور باهاش صحبت میکنی؟

میگه دوستاش رو میشناسم! همه اینطور برخورد میکنن!

بابا عزیز دل من! معنایی نداره که بخواهیم همه رو با یک چشم نگاه کنیم!

درسته! خیلی امکان داره که خلق و خوی هر کس شبیه اطرافیانش باشه.

اما صد در صد که این طور نیست!

این مساله بر میگردد به خطایی ذهنی که به نام خطای تعمیم شناخته می شود.

به همین قدر که آگاهیم همچین خطای ذهنی ای وجود دارد، از بقیه افراد جلوتریم.

فقط کافیه عمل کنیم.

این را بدانید که هر فرد ویژگی شخصیتی خودش را دارد. و هیچ موفع اسیر خطای تعمیم نشوید.

۴) بر احساسات خود مسلط باشید.

کنترل احساسات

این مورد بسیار مهم است! مخصوصا برای اوایل برقراری ارتباط!

برای مثال!

با شخصی ارتباط بر قرار کرده اید، از او کاری می بینید که فکر میکنی قابل انتقاد است!!!

اولین اصل در ارتباط با مخاطب این است که در ابتدا که هیچ! در کل رابطه انتقاد نکنید.!

اگر هم انتقاد کردید، با لحنی منطقی! نه احساسی!

چرا که شخصی که به راحتی و صراحت مطلبی از زندگی او را به انتقاد میکشید، شاید به آن مطلب در زندگی خودش تعصب داشته باشد. و به همین راحتی از دنیای مطلوب او خارج می شوید.

۵) مراقب تفاوت های زبانی باشید.

مراقب تفاوت های عملکردی زبان باشید.

این تفاوت های عملکردی، دو دسته اند:

دسته اول : کلمات چند معنایی

در هر زبانی، یک سری کلمات هستند که در ظاهر مانند هم هستند، اما معنای متفاوتی دارند!

مثالی که همه ما در ذهن داریم، کلمه شیر است!

فعل ” کشیدن” در فارسی مشهور است که در معنا های مختلف به کار می رود:

  1. استعمال دخانیات (سیگار کشیدن)
  2. وزن کردن (خربزه کشیدن)
  3. ارسال توپ در فوتبال (سانتر کشیدن)
  4. طراحی کردن (نقاشی کشیدن)
  5. کشیدن چیزی به طرف خود (کشیدن کش)
  6. و …

از این دست از کلمات فقط در فارسی نیست! کلماتی در زبان انگلیسی و زبان عربی وجود دارند که از این قاعده پیروی می کنند.

کلمه BREAK در زبان انگلیسی یکی از کلماتی است که بصورت چند معنایی بکار رفته است.

معنا هایی که میتوان از این کلمه متوجه شد از این قرار است:

  1. شکستن
  2. پاره شدن
  3. نقض، تضعیف
  4. خاتمه
  5. قطار
  6. کاهش در رتبه
  7. و چند معنای دیگر

در زبان عربی نیز کلمه “عین” مثال پر کاربرد از کلمات چند معنایی است:

همین الآن مطالعه کنید  عادت ها و روش تبدیل عادات مخرب به عادت های سازنده

معناهای منظور از این کلمه میتواند:

  1. چشم
  2. چشمه آب
  3. چشمه نور
  4. طلا
  5. نقره

و …

باشد. معروف است که این کلمه در ۷۲ معنای مختلف استفاده می شود.

در رابطه باید مراقب باشید تا میتوانید از این کلمات استفاده نکنید! و اگر استفاده کردید عیبی ندارد! فقط باید قزینه ای بیاورید که منظورتان را برساند.

دسته دوم: مدیریت لحن

این مورد واضح است که با مدیریت لحنتان میتوانید به راحتی به مخاطب برسانید که این جمله تان امری است یا سوالی! خبری هست یا انشایی.

برای مثال: (خودتان با توجه به علامت سوال، علامت تعجب و نقطه، لحن سوالی، حیرت انگیز و خبری را بر کلام خودتان سوار کنید.

  • پدرت آمد؟
  • پدرت آمد!
  • پدرت آمد.

لحن خود را در صحبت ها مدیریت کنید، تا سوء تفاهم یا چند برداشتی از کلام شما نشود.

دسته سوم: مدیریت اصطلاحات!

اصطلاحاتی در لهجه های مختلف وجود دارد که امکان دارد در لهجه ها یا گویش های دیگر معنای مطلوبی نداشته باشد!

اگر اصفهانی باشید می دانید که استعمال اصطلاح “خره” بد نیست! و در شهر اصفهان خطاب به هم از این کلمه نه بعنوان فحش و ناسزا گفته میشود.

از یکی از دوستانم معنای این اصطلاح رو پرسیدم، گفت خر یعنی انسان بزرگ!!!

پیشنهاد میکنم این فیلم را ببینید.

داستانی زیبا از زبان استاد دانشمند

همین طور که در این فیلم دیدید، یک تهرانی در اصفهان اسیر اصطلاحات اون شهر شده بود!!!

شاید این مثال کمی جنبه طنز داشت، اما در واقع اصطلاحاتی هستند که در لهجه و گویشی صحیح باشند، اما در گویش های دیگر معنای متفاوت داشته باشند!!!

نکته آخر

در برقراری ارتباط و فرستادن پیام به دیگران، باید باریک بینانه به این حقیقت توجه کنیم که ممکن است دریافت دیگران از حواس بینایی، شنوایی، لامسه، چشایی و بویایی عینا مثل دریافت ما از حواس پنج گانه مان نباشد.

دوست عزیز! امیدوارم از مقاله بهترین استفاده را برده باشید! هدیه تون رو از ما دریافت کرده اید؟ برای دریافت هدیه، فرم پایین را پر کنید!

به خانواده 1000 نفری ما بپیوندید...

برای دریافت کتاب الکترونیکی "هنر زور نگفتن"

نــام و ایمیــل خود را  در کادر زیر بینویسید.

اندکی صبر ...

متأسفانه جمعیت کتاب خوان کشور ما نزدیک به 7 میلیون نفر است

یعنی کمتر از 10 درصد جمعیت کشور!

به شما تبریک می گویم که یکی از این افراد هستید.