ترس

مهمترین مساله ای که بدن ما با آن روبرو است، حفظ بقا و سپس حفظ انرژی است! این دو مساله ، وظیفه اصلی مغز قدیم ماست. زمانی که بترسیم، مغز ما بقا یا انرژی بدن رو در خطر میبیند و دست به اقدام میزند! اقدام هایی که ناخودآگاه انجام میدهیم. در این مقاله در مورد ترس و روش استفاده از آن برای متقاعد کردن مخاطب صحبت کرده ایم.

 

ترس چه ربطی به متقاعد شدن طرف مقابل دارد؟

سوال خوبیه!

تعریف ترس در لغت نامه احساس ناخوشایندی که زمان مواجهه با خطر، با درد همراه است. 

از تعریف بالا، کلمه خطر رو مد نظر دارم. زمانی که مغز ما احساس خطر می کند، سریعا یک اقدام انجام میدهد تا از خطر رها شود.

این خطر امکان دارد مستقیم یا غیر مستقیم به بقای ما آسیب بزند.

پس احساسی ناخوشایند اتفاق می افتد. مغز تلاشش رو میکنه که از این احساس ناخوشآیند فرار کند.

برای رهایی از این احساس ناخوشآیند مغز دستور به اقدام میدهد.

 

حال اگر ما هنر استفاده از این دستور به اقدامی که توسط مغز اتفاق می افتد را داشته باشیم،
یعنی این که توانسته ایم از ترس مخاطب در مسیر متقاعد سازی خودمان استفاده کنیم.

 

آیا استفاده ما از ترس مخاطب، غیر اخلاقی نیست؟

این که ما از بیم مخاطب سوء استفاده می کنیم یا حسن استفاده، بستگی به رویکرد ما دارد!

اگر در کلاممون از دروغ استفاده کنیم، واضح است که رفتاری غیر اخلاقی و البته غیر حرفه ای انجام داده ایم.

منظور ما به هیچ وجه استفاده از مطالب غیر واقعی نیست که در نتیجه این استفاده، مخاطب بترسد و در آخر عکس العمل مورد نیاز ما را انجام دهد.

ما این جا میخواهیم صورت ترسناک ماجرا را به مخاطب نشان دهیم، که او رفتار مورد توجه ما را انتخاب کند!

به چه شکل؟

انسان ها به دو شکل به انجام کاری ترغیب می شوند.

  1. ترس از از دست دادن
  2. شوق به دست آوردن

که مورد اول یعنی هراس از از دست دادن به خاطر قدرت مغز قدیم، بسیار قوی تر از شوق به دست آوردن است.

حال ما به مخاطبمان می گوییم که اگر پیشنهاد ما را انجام ندهد، امکان دارد چه چیز هایی را از دست بدهد!

برای مثال:

یک دوره کوچینگ برگزار کردم. هزینه این دوره عددی بود نزدیک به یک میلیون تومان.

در این دوره مخاطبین رو همراهی میکردیم تا در طول ۳ ماه به یک نقطه دلخواه که به صورت واقع بینانه انتخاب شده است، برسند.

خب!

اگر بخواهیم بگوییم که شما به چیز هایی میرسید که دیگران آرزوی اون رو دارند، داریم از شوق به دست آوردن آن ها استفاده میکنیم. عامل محرکی هست، اما نه تا اندازه ای که نزدیک به یک میلیون تومان برای آن بپردازند!

تمرکز ما در تبلیغ این دوره، این بود که:

۳ ماه زمانی که گذراندید چطور بود؟

بنظر شما اگر هدفمند زندگی میکردید، الآن چه چیز هایی داشتید؟

افرادی که در دوره کوچینگ ما شرکت کنند، در انتهای دوره به گذشته شون از زاویه حسرت نگاه نمیکنند!

وقتی مخاطب تشخیص داد که سه ماه خودش رو از دست داده، در صورتی که میتونسته بهتر زندگی کنه، راحتتر متقاعد میشه که در دوره های ما شرکت کنه!

 

چه ترس هایی مخاطب ما را درگیر میکند؟

موارد بسیاری میتوانم نام ببرم، اما در این نوشته کوتاه به بیان چند مورد از این لیست، اکتفا میکنم:

  • ترس از از دست دادن آبرو
  • ترس از از دست دادن پول!
  • ترس از از دست دادن دسترسی (کمیابی)
  • ترس از از دست دادن امنیت
  • ترس از از دست دادن سلامت
  • ترس از از دست دادن روابط
  • ترس از از دست دادن مقبولیت
  • ترس از از دست دادن جایگاه اجتماعی
  • ترس از از دست دادن خانواده
  • ترس از از دست دادن ناموس

 

خب این ترس ها چطور به ما کمک می کنند؟

ببینید! همانطور که بالاتر گفتم، ما باید مطلب و خواسته خودمون رو از زاویه ای بیان کنیم که مخاطب متوجه از دست دادن چیزی شود!

اگر مخاطب شما محصول یا خدمت شما را از قبول نکند، چه چیزی را از دست خواهد داد؟

همان را بیان کنید!

اگر روی صحبت خود را از همان زاویه ارائه دهید، خواهید دید که مخاطب برای این که از این احساس ناخوشآیند فرار کند، چگونه تن به خواسته شما می دهد!

در سری مقاله های دیگر سایت به بحث متقاعد سازی در ارتباطات پرداخته ایم، میتوانید با پیگیری مقالات، مطالب شگفتی رو دنبال کنید.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.