افراد موفق – توماس ادیسون

یک باور دقیق در مورد موفقیت این است که موفقیت یک فرمول ثابت دارد.
داستانی که در این پست میخواهم به آن اشاره کنم، داستان توماس ادیسون است.
کودکی بیش فعال و بنا بر تعریف معلمان، کودن !

 

 

یک باور از مادر ادیسون ، باعث موقیت های او شد

توماس ادیسون فقط ۱۲ هفته در مدرسه تحصیل کرد. آخرین روز مدرسه، مدیر مدرسه یک نامه به توماس داد و به او گفت برو و این نامه را به مادرت بده.

وقتی توماس نامه مدیر مدرسه را به مادرش داد، متوجه تغییر حالت صورت مادرش شد.
از مادر پرسید در نامه چه نوشته شده؟

مادر ادیسون گفت:

” پسر شما یک نابغه است و مدرسه ما معلم های مناسب با او نداریم. لطفا خودتان به او آموزش دهید. ”

مادر ادیسون آموزش دادن به او را شروع کرد.

 

زمانه گذشت و ادیسون تبدیل شد به فردی که با اختراعاتش اثری بر تاریخ جهان گذاشت.

 

یک روز در انباری خانه مشغول مرور خاطرات بود تا به یک نامه رسید. نامه مدیر مدرسه بود.

نامه را باز کرد و در عین ناباوری دید با مطالبی که در آن نوشته بود روبرو شد.

” خانم ادیسون فرزند شما کم هوش است. او از نظر ذهنی عقب مانده است و نمی‌تواند به درستی فکر کند. ما نمیتوانیم بیش از این در این مدرسه پذیرای فرزند شما باشیم.
با احترام، مدیر مدرسه! “

 

نتیجه گیری

به وضوح می‌توان به اثر کلمات در ایجاد یک باور درست یا غلط پی برد. کافی بود مادر ادیسون متن نامه را برای فرزندش بخواند. آنگاه توماس باور می کرد که یک عقب مانده ذهنی است و بر اساس آن تک تک آجر های زندگی اش را می ‌چید.

حال این یک گفتگوی بیرونی بود. جالب است بدانید که تحقیقات نشان داده است که برای جبران یک “نمی‌توانم ” که خودم به خودم می‌گویم، باید ۲۷ نفر از بیرون به من بگویند میتوانی !
حواستان به گفتگو های درونی‌تان باشید. با خودتان مثل یک قهرمان رفتار کنید.

امکان دارد افکار منفی سراغتان بیاید، اما این شمایید که انتخاب می کنید با خود چطور صحبت می کنید.

 

داستان های موفقیت را در وبسایت ما مشاهده کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *