مدیریت زمان

مدیریت زمان | هر آنچه باید در مورد مدیریت زمان بدانید

 

تعریف مدیریت زمان

مانند دیگر مقاله هایی که در سایت نشست اول مطالعه کردید، قصد ندارم با تعبیر های “دهان پُر کن” به شما به عنوان مخاطب سایت “احساس نادانی” مطلق بدهم. پس تعریفی که میخواهیم برای مدیریت زمان ارائه کنم، تعریفِ سبک و زود هضم است.

 

مدیریت زمان جیست

مدیریت زمان یعنی:

برنامه ریزی برای استفاده بهتر از دقایق روز از طریق تقسیم مناسب زمان بین کارها!

جالب است! در زندگینامه افراد موفق در جهان یک نکته مشترک وجود دارد که خیلی از این افراد موفق، این نکته را دلیل موفقیت خود میدانند. این نکته چیزی نیست جز استفاده مناسب از زمان .

 

 

ارزش زمان شما چقدر است؟

خیلی جاها شنیده ایم که زمان مانند طلاست! اما این جمله حرکتی ایجاد نمیکند! برای این که متوجه شویم زمان تا چه اندازه در زندگی ما اثر دارد، قصد دارم آن را با پول بسنجم. مطمئنم زمان چیزی است که با هیچ پولی قابل قیاس نیست، اما به هر حال برای این که قابل لمس باشد، میخواهم فرمولی به شما معرفی کنم تا ارزش زمانتان را برای شما معرفی

این فرمول چند مرحله دارد:

مرحله اول: هدف مالی شما برای ۳ سال آینده
مرحله دوم: میزان ساعتی که دوست دارید در ازای آن این درآمد را داشته باشید (همان سه سال آینده)
مرحله سوم: تعیین ارزش پولی یکی ساعت شما.

یک کاغذ و خودکار کنار خود داشته باشید و دقیقا حساب کنید:

مرحله اول: قصد دارید سه سال دیگه دقیقا چقدر درآمد داشته باشید؟

چرا میپرسم سه سال؟ سوالم از این آب میخورد که انسان های دنبال افزایش بهره بری و پیشرفت الآن در حال مطالعه این مقاله هستند. اگر برنامه ای برای افزایش درآمد ندارید، مساله ای نیست! درآمد امروزت رو در نظر بگیر!

دوست دارید ۳ سال آینده به ازای یک ماه کار مفید، چقدر ورودی مالی داشته باشید؟

ببینید هر عددی که به ذهن شما میآید، شما توانایی کسب آن را دارید و فقط نمیدانید چگونه این عدد را به دست آورید. ترس نداشته باشید! عدد را بنویسید، برای بدست آوردن آن نیاز به دانایی دارید. برای کسب دانش در دنیای امروزه فقط کافیه اراده کنید. محتوای رایگان بسیاری برای آموزش دیدن پیدا خواهید کرد.

 

خب! هر عددی را یادداشت کردید، تقسیم کنید بر ۲۷ (تعداد روزهای کاری در یک ماه) تا این جای کار شما ارزش یک روز خود را در ۳ سال آینده مشخص کرده اید.

 

مرحله دوم: قصد دارید برای این درآمد چقدر زمان بگذارید؟

خب در مرحله دوم باید مشخص کنید که درآمدی که در نظر دارید ۳ سال دیگه داشته باشید، به ازای چند ساعت مصرف زمان در روز باشد؟

افراد معمولا ۸ ساعت کار روزانه را در نظر میگیرند. اما راه هایی هست که شما درآمد غیرفعال داشته باشید. یعنی زمانی که حتی شما خواب هم باشید، پول به حسابتان بیاید.

قصد ندارم به ذهنتان جهت دهم.

مشخص کنید که درآمدی که میخواهید داشته باشید، به ازای چند ساعت کار در روز خواهد بود؟؟؟؟؟؟

 

مرحله سوم: محاسبه دقیق ارزش ریالی زمان شما

در این مرحله باید عددی را که در مرحله اول بدست آورده اید را تقسیم کنید بر عددی که در مرحله دوم به دست آورده اید.

برای مثال این تصویر را ببنید:

محاسبه ارزش زمان

با توجه به این فرمول میتوانیم ارزش زمانمان را بر اساس پول بسنجیم.

یک مزیتی که این کار دارد، این است که ارزش زمان برایمان ملموس میشود. آگاهی داریم اگر کاری که ارزشش از یک ساعت من کمتر است انجام دهیم، دیگر نمیتوانیم در سه سال این عدد برسیم.

 

با توجه به فرمول بالا، همین الآن ارزش زمانتان را حساب کنید و روی یک کاغذ A4 بنویسید و جایی که زیاد رفت و آمد دارید بچسبانید تا همیشه جلوی چشمانتان باشد.

 

نقاط کور در مدیریت زمان

قبل از این که بخواهیم در مورد ادامه بحث صحبت کنیم، اجازه میخوام که به این نقاط کور در مدیریت زمان بپردازم. منظورم دقیقا این است که خیلی اوقات مساله ما، مدیریت زمان نیست! مساله چیز دیگریست که ما (از روی اشتباه) آن را مدیریت زمان دیده ایم.

چند موردی که در پایین به آن ها اشاره کرده ام عبارت اند از:

  • رویاهای بزرگ و هدفگذاری غیر واقعی
  • ضعف در مهارت تصمیم گیری و اولویت بندی
  • ضعف در برون سپاری
  • کمال طلبی
  • مشکل در حل مساله
  • اهمال کاری
  • ضعف در نه گفتن

پیشنهاد میکنم توضیحات هر کدام  را مطالعه کنید و به قسمت هایی که پیشنهاد شده مراجعه کنید.

رویاهای بزرگ و هدف گذاری غیرواقعی

بسیاری از ما زمانی دچار ضعف در مدیریت زمان میشویم که اهداف خیلی بزرگ و غیر واقعی برای خودمان تعریف میکنیم

گاهی تصمیم میگیریم به رویای بزرگی که برای خود ترسیم کرده ایم، برسیم. اولین چیزی که بعد از نگاهمان به غول های آن حیطه به ذهنمان خطور میکند، کمبود زمان است! فرقی نمیکند چه حیطه ای باشد! آموزشی، مذهبی، اقتصادی، علمی یا هر حیطه دیگر!

یک تله ذهنی وجود دارد به نام مقایسه!

خیلی افراد میگویند مقایسه پسندیده نیست! اما به نظر من مقایسه یک ابزار است و مانند تمام ابزار های دیگر، هم میشود از آن به شکل صحیح استفاده کرد و هم به شیوه غلط!

مقایسه ایراد دار، مقایسه ای است که بین دو چیز با شرایط متفاوت اتفاق می افتد.

هنگامی که برای خودمان یک رویای بزرگ تعیین میکنیم و خودمان را با افرادی مقایسه میکنیم که شرایطشان با ما متفاوت است، باعث میشود کمبود زمان رو حس کنیم و دچار زیاده کاری شویم.

علی حاجی محمدی از جوان های موفق کشورمان است که در حیطه کسب و کار های اینترنتی فعال هستند، یک جمله بسیار زیبایی دارند:

الانِ کسب و کار خودتون رو با الانِ دیگر افراد و کسب و کارهای موفق مقایسه نکنید!

علی حاجی محمدی مدیریت زمان
علی حاجی محمدی مدیریت زمان

افراد و کسب و کار های موفق، شروع حرکت را با وضعیتی شبیه به الآنِ ما یا حتی عقب تر از ما تجربه کرده اند. کافی است یک سرچ کوچک در گوگل در مورد شروع آمازون، اپل و دیگر کسب و کار های موفق داشته باشید.

ضعف در مهارت تصمیم گیری و اولویت بندی

از استیو جابز رمز موفقیتش را پرسیدند. در جواب گفت:

نیمی از موفقیت یعنی داشتن ایده های خوب و نیم دیگر یعنی رها کردن ایده های خوب برای پرداختن به ایده های عالی!

در یکی از دوره های آنلاینی که در موضوع مدیریت زمان شرکت کردم این جمله را از مدرس شنیدم. این جمله را از دان فین شنیدم و مسئولیت صحت یا عدم صحت این جمله به خود این مدرس بیزینس برمیگردد. اما جمله ای است که بتوان به آن بعنوان رمز موفقیت یک انسان نگاه کرد.

این نوشته رو از دست ندید!  کنترل احساسات منفی

من بعنوان یک مدیر میخواهم در جلسات برون سازمانی بسیاری شرکت کنم. از طرفی هم سر زدن به کارمندان و خوش و بش با آن ها، یک کار بسیار مهم است که میتواند به پیشرفت کسب و کارم کمک کند. بحث دیگر این است که نمیشود از خانواده بخاطر کسب و کار چشم بپوشانیم، پس میخواهم در حالی که به دو کار مهم قبل برسم، برای خانواده هم زمان بگذارم!

استیو جابز و مدیریت زمان
استیو جابز و مدیریت زمان

تمام این کار ها را هم به قدری مهم میدانم که نمیتوانم به نفع یکی از این ها، دیگری را رها کنم.

دقیقا همین عدم اولویت بندی، میتواند بازدهی ما را کم کند.

اولویت بندی مهارتی ضروری است که در عین حال پرچالش و سخت قلم داد می شود.

خیلی اوقات برای فرار از سختی و چالش اولویت بندی، میرویم سمت یادگیری مدیریت زمان و صورت مساله (یادگیری مهارت اولویت بندی) را رها میکنیم.به عبارت دیگر خیلی از ما از انتخاب بین مهم و مهمتر میترسیم.

درست مانند کسی که ۱۰ هزار تومان پول، باید بین یک بستنی ۵ هزار تومانی و یک فالوده ۶ هزار تومانی یکی را انتخاب کند، اما و چنان از انتخاب بین این دو میترسد و دچار تردید می شود که ۱ هزار تومان قرض میگیرد و هر دو را میخرد!!!

 

ضعف در تفویض اختیار

کمبود زمان برای بسیاری از افراد امکان دارد بخاطر عدم تسلط بر مهارت تفویض اختیار است.

خیلی از اوقات در واگذاری کارها به دیگران، درست عمل نمیکنیم! یا این اعتقاد را داریم که نمیشود کار را به دیگران سپرد، یا درست نمیتوانیم این کار را انجام دهیم. طوری کارها را به دیگران میسپاریم که بیشتر از حالت معمولی زمان خودمان را میگیرد.

امثال این اتفاق ممکن است برای شما اتفاق افتاده باشد:
به یکی از دوستانتان سپرده اید که مهمان های جشن عروسی تان را دعوت کند. اما به تعداد شرکت کننده ها با شما تماس میگیرد و از شما میپرسد که آیا فلانی رو بگم؟ تنها بیاد یا با خانواده ! فلانی برای عروسی فرزندش شما رو دعوت نکرد! و مانند این مثال ها! اگر خودتان وقت میگذاشتید و دعوت میکردید زمان کمتری مصرف میشد!

یا این مثال:

وظیفه آشپزی در منزل به پای شماست اما شما بخاطر یک مساله دیگر، فرصتی برای آشپزی ندارید. از همسرتان میخواهید که شام امشب را درست کند. حال سوال ها شروع می‌شود چند پیمانه برنج بریزم یا آب باید چه مقدار بجوشد و یا این که فلان ادویه را کی به غذا اضافه کنم. سوال هایی که میپرسد ۲ مشکل دارد:

  1. شما زمان بیشتری که بخواهید به آشپزی بپردازید باید زمانتان را بگذارید برای پاسخگویی و حتی آموزش به همسرتان
  2. سوال ها هر چند دقیقه یکبار تکرار میشود و همین باعث از بین رفتن رشته تفکر و تمرکز شما میشود که بازدهی شما را بسیار پایین می آورد.

کافی است چند تا از این تجربه های ناموفق در سپردن کار ها به دیگران داشته باشیم تا به این نتیجه برسیم که ای بابا هیچ کس مانند خودم نمیتواند کار های مرا انجام دهد.

کس نخوارد پشت من / جز ناخن انگشت من

عقیده دارند که هیچ کس مانند من برای کار دل نمیسوزاند

شروع میکنیم به انجام و خودداری میکنیم از تفویض اختیار به دیگران. به کارهایمان نمیرسیم و فکر میکنیم نرسیدن به کارها بخاطر نداشتن مهارت مدیریت زمان است.

کامل گرایی

کامل گرایی نیز میتواند یکی از مشکلاتی باشد که ما را به سمت مدیریت زمان سوق داده باشد.

کامل گرایی یا کمال طلبی کلمه ای است، ترجمه عبارت perfectionism که در کشور ما با عبارت هایی مانند کمال گرایی، کامل گرایی، کمال طلبی و یا کمال گرایی مطرح میشود. کاری به معنای تحت اللفظی ندارم.

معنای این اصطلاح این است که کاری را انجام نمیدیم یا انجام میدهیم که تمام استانداردهای لازم آن را به صورت ۱۰۰ در صد کسب کرده باشیم. و اگر کاری را انجام دادیم و توانستیم ۹۵% مسیر را به خوبی برویم و ۵ درصد خطا داشته باشیم، از کاری که انجام داده ایم رضایت درونی نداریم.

انسان های کامل گرا، یا در زندگی دستاوردی ندارند! چرا که استاندارد های فرضیشان محقق نشده که شروع کنند، یا شروع کرده اند و دستاوردهایی نیز دارند اما اصلا احساس رضایت از زندگی را تجربه نکرده اند. چون ۱۰۰ درصد را فتح نکرده اند و نمره ۹۵ باعث ناراحتی آن ها شده.

جالب است بدانید، خاصیتی که در دنیا وجود دارد این است که دست بالای دست بسیار است یعنی نمیشود در دنیا کامل بود و همین خاصیت دنیا باعث شده کامل گراها رضایت از زندگی نداشته باشند.

خب کامل گرایی چه ربطی به مدیریت زمان دارد؟

معمولا فردی که کامل گراست برای انجام یک کار چند برابر زمان مورد نیاز وقت میگذارد. برای یک مهمانی معمولی به اندازه یک عروسی زمان میگذارند و باید تمام جزئیات را بررسی کنند تا این که نکند چیزی را از قلم انداخته باشند.

با این مساله در زندگی روبرو میشوند و درمان آن را در مدیریت زمان میبینند و به سمت این مهارت گسیل می شوند.

 

ضعف در مهارت حل مسئله

مساله بعدی که میتواند ما را به مدیریت زمان محتاج کند، مهارت حل مساله است.

یکی از مهمترین مشکل ها در حل مساله این است که ما هیچ سیستمی برای حل مسائل خود یا سازمان خود نداریم. هر مساله ای که پیش می آید، بصورت موردی حل میکنیم.

مثال می‌زنم: کلا رفتار ما طوری است که باعث می‌شود دیگران از ما و دارایی های ما سوء استفاده کنند. چیزی از مهارت نه گفتن نمیدانیم، دیگران ما را در تنگنا قرار میدهند و از ما در جایی که به نفعمان نیست جواب “بله” میگیرند. دوست من آمده و بر خلاف میلم ماشینم را برای رفتن به مسافرت طلب میکند. من را در رودرواسی قرار میدهد و از من پاسخ بله می‌گیرد. به هر دلیلی بخاطر نداشتن ماشین بین من و همسرم بگو مگویی رخ میدهد. من بجای این که اقدام کنم برای یاد گرفتن مهارت نه گفتن، تمام تمرکزم را میگذارم تا مساله پیش آمده بین خود و همسرم را حل کنم.

نداشتن یک سیستم برای حل مساله، باعث میشود ما زمان بسیاری را در حال حل کردن مساله های موردی باشیم.

 

مشکل اهمال کاری

اهمال کاری و به تعویق انداختن کارها هم میتواند دلیل دیگری برای احساس نیاز به مدیریت زمان باشد.

یک قاعده کلی وجود دارد که این گونه بیان میکند:

این نوشته رو از دست ندید!  موانع ارتباطی را بشناسیم | 5 مانع اصلی ارتباطات

الآن بهترین زمان برای انجام کارهای الآن است و فردا بهترین زمان برای انجام کارهای فردا !

با انجام ندادن کارهای الآن، فردای خودتان را شلوغ نکنید!

من باید الآن درس هایی که امروز در کلاس ارائه شد را مطالعه و مرور کنم، اما میگذارم برای شب امتحان

میدانم که روز دوشنبه هفته آینده عروسی یکی از اقوام دعوتم اما الآن که مهلت دارم کت و شلوارم را به خشکشویی نمیدهم و کار را موکول میکنم به شنبه یعنی دو روز قبل از عروسی!

۲ روز است چراغ بنزین ماشینم روشن شده ولی تا ماشین به التماس نیافتد یا خاموش نشود برای پر کردن باک ماشین اقدام نمیکنم…

این مثال ها چند مثال از زندگی روزمره ما است که با توجه به اهمال کاری، وقتی دست به کار میشویم که زمان زیادی نداریم و خودمان را محتاج میبینیم به موضوع مدیریت زمان.

 

ضعف در هنر نه گفتن

دلیل دیگر این که ما بخاطر آن احساس نیاز به مدیریت زمان پیدا میکنیم، ضعف در هنر نه گفتن است.

شاید شما از جمله کسانی باشید که نمیتوانند به سادگی به دیگران “نه” بگویند. این دسته از افراد به همین دلیل نمیتوانند از زمان خود استفاده کنند و زمان خود را بخاطر خجالت یا رودربایستی وقف دیگران میکنند. افرادی که از این لحاظ دچار مساله هستند، مدیریت زمان میخواهند تا بتوانند کار دیگران را بهتر انجام بدهند و سپس به کار خود برسند.

تا زمانی که این دست از افراد مشکل خود را در نه گفتن حل نکنند، نمیتوانند از تکنیک های مدیریت زمان استفاده کنند.

۵ کتاب برتر روز جهان در مورد مدیریت زمان

 

 

5 کتاب برتر در مدیریت زمان
5 کتاب برتر در مدیریت زمان

یکی از بهترین راه ها برای پیدا کردن کتاب های مرجع در هر موضوع، پیدا کردن کتاب های پرفروش در آن حیطه است. پرفروش ترین کتاب ها در حیطه بهبود فردی و موضوعاتی که جهانی است و اختصاص فرهنگی ندارد را میتوان در آمازون (بزرگترین فروشگاه اینترنتی جهان) پیدا کرد.

برای پیدا کردن کتاب های مرجع در حیطه مدیریت زمان تا امروز (۱۲ مارس ۲۰۱۹) به وبسایت آمازون مراجعه کردم و ۵ کتاب برتر در حیطه مدیریت زمان را پیدا کردم و اطلاعاتی کلی در مورد این ۵ کتاب جمع آوری کردم.

 

اولین کتاب مدیریت زمان : به انجام رساندن کارها

این کتاب توسط دیوید آلن نوشته شده است. اولین نسخه این کتاب در سال ۲۰۰۱ به چاپ رسیده است.

خلاصه کتاب GTD
خلاصه کتاب GTD

دیوید آلن نویسنده این کتاب، شخصیتی جالب دارد. بعد از فارق التحصیلی از دانشگاه، اعتیاد فراوانی به هروئین داشته و تا ۳۵ سالگی، ۳۵ شغل را تجربه میکند. دیوید آلن الآن ۷۴ سال دارد و جزء برترین مشاوران بهبود فردی و افزایش عملکرد در جهان است.

دیوید آلن در سال ۱۹۸۰ بعنوان مشاور بهبود فردی در یک شرکت فضایی – نظامی مشغول به کار بود که متوجه یک قاعده کلی در حیطه مدیریت زمان شد.

قاعده ای که آلن به آن رسید را در قالب یک کتاب منتشر کرد  تحت عنوان   Getting Thing done .

نویسنده این کتاب، مخاطب خود را با گذراندن ۵ مرحله مجهز میکند به انجام کار ها

  • در مرحله اول پیشنهاد میکند که تمام کارهایی که ذهن ما را مشغول کرده است را بر روی کاغذی پیاده سازی کنیم
  • در مرحله دوم باید بررسی کنیم و ببینیم این کارها چه کارهایی هستند و برای انجام آن ها چه کارهایی را باید انجام دهیم
  • در سومین قدم باید مشخص کنیم چه نتیجه ای از این کار ها توقع داریم
  • تصمیمی بگیریم که کدام کار را در اولین قدم باید انجام دهیم
  • در مرحله پنجم و آخر باید کارها را تک تک به صورت کامل انجام دهیم.

 

نسخۀ فارسی این کتاب را پیدا نکردم اما این کتاب بصورت کتاب های صوتی ترجمه شده در فروشگاه های اینترنتی وجود دارد و شما میتوانید تهیه کنید:

کتاب صوتی تکنیک‌های مدیریت زمان به روش GTD

 

 

دومین کتاب مدیریت زمان: کار عمیق! رهنمودهایی برای موفقیت متمرکز در جهان پریشان

 

چیزی برای تعریف کار عمیق بهتر از این نیست که نقطه ی مقابل آن، یعنی کار سطحی و کم بازده، را شناسایی کنیم… کار سطحی کاری است که برای انجام آن تمام حواس و انرژیمان را نمیگذاریم

 

کتاب کار عمیق توسط کال نیوپورت نوشته شده که اولین نسخه آن در سال ۲۰۱۶ عرضه شده است. با وجود این که نزدیک به ۳ سال از اولین چاپ این کتاب می‌گذرد، اما همچنان در لیست پرفروش های دسته بهبود فردی سایت آمازون، جایگاه دوم را به خود اختصاص داده است.

در خصوص نگاشته شده است.

تمام دغدغه کال نیوپورت در این کتاب، هجوم تکنولوژی و تأثیر مخرب آن بر روی تمرکز عمیق در حین انجام کارها، و همچنین نحوهٔ مقابله با آن بوده است.

مطالب این کتاب در دو قسمت ارائه شده است!

قسمت اول کتاب کار عمیق در مورد اثبات این که برای انجام کارهایمان نیاز به تمرکز عمیق داریم

قسمت دوم کتاب کار عمیق هم در مورد ارائه راهکار برای انجام کارهای عمیق!

 

سومین کتاب مدیریت زمان: ۴ ساعت کار هفتگی

 

خلاصه کتاب 4 ساعت کار هفتگی
خلاصه کتاب ۴ ساعت کار هفتگی

این کتاب نوشته تیم فریس، کارآفرین و نویسنده موفق امریکایی است که به موضوع برون سپاری کار ها میپردازد. اولین نسخه کتاب ۴ ساعت کار هفتگی، در سال ۲۰۰۷ به چاپ رسیده است.

این کتاب وظیفه هَرَس کردن کارهای اضافی در مسیر انجام کارهایمان را بر عهده دارد.

ایده اصلی این کتاب این است که شما با ۴۴ ساعت کار در هفته نمیتوانید یک ثروتمند خوشحال باشید! چرا که زندگی ثروتمندان به این شکل نیست که کاملا کار کنند. افراد ثروتمند در برون سپاری کار ها تبحر زیادی دارند.

تیم فریس در فصل دوم این کتاب برای این که وظایف کلیدی را با موفقیت تشخیص دهید و آن ها را در کوتاهترین زمان ممکن انجام دهید، به ۳ کار اساسی  اشاره میکند:

  1. مواردی را انتخاب کنید و نادیده بگیرید.
  2. با کم ترین سطح اطلاعات پیش بروید.
  3. یاد بگیرید چگونه میتوانید به طور کامل چیزهای بی اهمیت را نادیده بگیرید.

تیم فریس در این کتاب میگوید اگر از مدیریت زمان فقط دو قانون: پارِتو و پارکینسون پایبند باشید، نتیجه فوق العاده زیادی خواهید گرفت.

 

چهارمین کتاب مدیریت زمان: اهمیت گرایی ( Essentialism )

خلاصه کتاب اهمیت گرایی (essentialism)
خلاصه کتاب اهمیت گرایی (essentialism)

 

گریگ مک کیئون، با نوشتن این کتاب و انتشار آن در سال ۲۰۱۱ ، توانست دعوت نامه رهبران جوان جهانی را از طرف انجمن جهانی اقتصاد را زمانی که تنها ۳۵ سال داشت، دریافت کند.

در وصف این کتاب صرفا به کلامی که ارشاد نیکخواه مترجم کتاب بیان کرده است اکتفا میکنم.

 

این کتاب به من هنر نه گفتن را آموخت و یادآوری کرد که برای خودم، آرزوها و ارزش‌های خودم زندگی کنم و نه برای خوشنود ساختن دیگران.
به من یاد داد که اگر زندگی‌ام را اولویت بندی نکنم دیگران آن را برایم اولویت بندی می‌کنند این کتاب به ما یادآوری می‌کند که اولویت یک کلمه مفرد است و نباید آن را جمع بست؛ زیرا که دنبال کردن چند اولویت تنها باعث می‌شود که در چندین جهت متفاوت و غیر همسو پیشرفت‌های چند سانتیمتری داشته باشیم.

این نوشته رو از دست ندید!  رفیق خوب را چگونه پیدا کنیم؟ | دوستان خود را با این 6 سوال بیازماییم!

 

اولین ترجمه این کتاب در سال ۹۵ توسط انتشارات سازمان اتکا تحت عنوان اهمیت گرایی چاپ شده است که توسط ارشاد نیکخواه ترجمه شده است. من لینک خاصی که بتوان از این نسخه را تهیه کرد، پیدا نکردم. اما همین کتاب در سال ۱۳۹۷ تحت عنوان اصل گرایی چاپ شده است و توسط دکتر بهنام شاهنگیان و مهدی مصلحی ترجمه شده است.

بر روی این لینک کلیک کنید و نسخه چاپی کتاب اصل گرایی را تهیه کنید

بر روی این لینک کلیک کنید و نسخه الکترونیکی کتاب اصل گرایی را تهیه کنید

 

پنجمین کتاب مدیریت زمان: قورباغه ات را قورت بده

 

خلاصه کتاب قورباغه ات را قورت بده
خلاصه کتاب قورباغه ات را قورت بده

به صورت اتفاقی نیست اگر یک کتاب به مدت ۱۸ سال در صدر کتاب های پرفروش در یک حیطه قرار بگیرد.

کتاب Eat  Your Frog  (که در کتاب فروشی های کشور ما با نام قورباغه ات را قورت بده در دسترس خریداران قرار گرفته است) در سال ۲۰۰۱ توسط مدرس و نویسنده معروف حیطه موفقیت آقای برایان تریسی نوشته شده است که تا بحال بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه به ۱۳۵ زبان چاپ شده است.

ایده اصلی این کتاب انجام سختترین کار، در ساعات اولیه روز است. به همین دلیل از تعبیر قورباغه ات را قورت بده استفاده کرده است. زشت ترین و نچسب ترین موجودی که میتوانسته مثال زده که اوج مساله را برساند.

این کتاب در قالب ۲۱ فصل در کشور ما نیز خود را در لیست پرفروش ترین کتاب های مدیریت زندگی و بهبود فردی جای داده است.

 

 

عادت ها و تاثیر گذاری آن ها بر مدیریت زمان

 

مغز ما بعنوان پیچیده ترین سازه خلقت، حجمی اندازه ۲ درصد از تمام وزن بدن را دارد، اما ۲۰ درصد از انرژی کل بدن، توسط مغز مصرف می‌شود. به همین خاطر، یک مکانیزم در بدن ما وجود دارد که وظیفه عادت سازی را بر عهده دارد. این مکانیزم وظیفه دارد کارهایی که میبیند تکراری است را دسته بندی می کند و میفرستد به قسمت ناخودآگاه.

به نظر شما، وظیفه اصلی مغز ما چیست؟

در یکی از کارگاه هایی که برگزار کرده بودم، این سوال را از شرکت کنندگان پرسیدم! پاسخ هایی شنیدم از جمله:

  • پیشرفت ما
  • موفقیت ما
  • یاد گرفتن
  • حل کردن مشکلات
  • فکر کردن
  • و …

حقیقتا این پاسخ ها جالب است! این وظایف در حیطه کاری مغز ما هست، اما وظیفه اصلی مغز ما نیست! 

وظیفه اصلی مغز ما، حفاظت از زنده ماندن ماست! به همین خاطر، مکانیزمی در مغز ما وجود دارد به نام حفظ حالت موجود!

مغز با استفاده از مکانیزم عادت سازی، میتواند انرژی زیادی را ذخیره کند. به همین خاطر کار جدید را انتخاب نمیکند و تمام تلاشش این است که در حالت عادت باقی بماند.

سیستم عادت سازی ما، مزیت های جالبی دارد!

یکی از مهمترین حیطه هایی که میتواند در مدیریت زمان به ما کمک کند، همین سیستم عادت سازی است. قدرت عادت سازی، باعث می شود که با صرف انرژی کمتر، کارهای بیشتری را انجام دهیم. اگر بتوانیم مهمترین کارهایی که در زندگی به ما کمک میکنند را به عادت تبدیل کنیم، به خوبی توانسته ایم از این سیستم در مسیر مدیریت زمان استفاده کنیم. مهمترین کارها با استفاده از قانون ۸۰ – ۲۰ یا اصل پارِتو مشخص می شود.

 

عادت هایی برای بهبود مدیریت زمان

 

۱- عادت پرداختن به کارهای مهم تر و رها کردن کارهای مهم!

حقیقت این است که در مسیر زندگی، ایده های خوب و کارهای مهم بسیاری در مسیر ما قرار می گیرد که برای ما در زندگی نتیجه های خوبی رقم می زند. اما نکته این جاست! قدرت ذهن ما انسان ها، نسبت به جسم محدودمان خیلی بیشتر است و اگر قرار باشد به هر ایده خوب و کار مهمی در زندگی بلی بگوییم، نمیتوانیم به کارهای مهم تر زندگیمان بپردازیم. ببینید از کلمه مهم و مهم تر استفاده کردم! نیامدم کلمه خوب و مهم تر را کنار هم بگذارم و هدفم از این کار نشان دادن سختی این انتخاب است!

یک آیه بسیار عمیق در این مورد داریم:

 

 

لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون
لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون

اگر از زاویه مدیریت زمان به این آیه نگاه کنیم، میتوانیم این مضمون را دربیاوریم! هرگز به نیکی نمیرسیم مگر این که چیزهایی که به آن ها عشق میورزیم را فدا کنیم!

هرگز به اهدافمان نمیرسیم مگر این که در مسیر مهمتر ها، مهم ها را فدا کنیم.

 

 

۲- عادت به برون سپاری کارها

 

تصور کنید:

متوجه می شوید کاری که الآن در حال انجام آن هستید، شخصی غیر از شما میتواند آن کار را انجام دهد. رویکرد شما به دو صورت می تواند باشد:

  1. خب میتواند که میتواند! من باید تمام کارهای خودم را انجام دهم
  2. چه فرصت خوبی برای باز شدن زمانم برای این که بیشتر به کارهایم برسم!

شخصی که به مدیریت زمان مجهز است، دیدگاه دوم را دارد و عادت دارد تا میتواند کارهایش را ( حتی اگر شده با هزینه) برون سپاری کند.

پیشنهاد میکنم خلاصه کتاب ۴ ساعت هفتگی ( که بالا دکمه دانلود آن قرار داده شده) را دانلود کنید و در این مورد بیشتر مطالعه کنید.

عادت لیست نویسی

یکی از مهمترین تکنیک ها در مدیریت زمان، لیست نویسی است. به این معنا که دست به قلم باشیم و آماده باشیم برای ثبت اطلاعات بر روی کاغذ! حال این لیست میتواند کارهای فردا باشد یا ایده هایی که هنگام انجام کاری به ذهن می آید و تمرکز را میگیرد.

کسی که قصد دارد بعنوان فردی استاندارد زمان خود را مدیریت کند، بر خلاف انسان های عادی جامعه به حافظه خود اطمینان نمی کند. همچنین، ذهن خود را با اطلاعات و نگرانی های

 

عادت های قاتل مدیریت زمان

 

  1. عادت بی نظمی
  2. عادت عجله داشتن
  3. عادت نیمه کاره رها کردن کارها

 

 

پیشنهاد من برای شما:

-50%
199000 تومان 99000 تومان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *