بهبود عملکرد به سبک WSC

بهبود عملکرد به سبک WSC | راه حل من برای افزایش عملکرد

 

مطالب زیادی در مورد بهبود عملکرد در سطح اینترنت وجود دارد،
اما ارائه راهکاری برای بهبود عملکرد که در زندگی خودم نتیجه فوق العاده ای داشته و زندگی‌ام را متحول کرده، هدف من از نوشتن این نوشته است. این نوشته در مورد بهبود عملکرد را دقیق بخوانید و در قسمت نظرات به من بگویید که شما برای بهبود عملکرد چه کارهایی رو پیشنهاد می‌کنید.

نقطه عطف زندگی من

بعضی افراد نگاه /به گذشته رو کلا اشتباه میدونن. بعضی هم فقط در گذشته زندگی می‌کنند. من از اون دسته از افراد هستم که گذشته رو پُلی برای آینده می‌دانم.

باید از گذشته یاد بگیرم برای ساختن آینده بهتر.

قصد دارم برای رساندن اهمیت مطلب این نوشته، قطعه ای از پازل زندگی ام رو با شما به اشتراک بگذارم.

به معنای کلمه انسانی اهمال کار و به زبان خودمونی تنبل بودم.
نمیخوام از شاهکارهای اهمال کاریم حرف بزنم اما ناچارم برای رساندن مطلب به عقب موندن تمام کارها و حذف شدن واحد های انتخابی در کلاس های حوزه اشاره کنم.

هر از چندگاهی کتاب مطالعه می کردم.

در حال مطالعه یک کتاب در مورد تنبلی و دفع الوقت بودم به نام از شنبه !

نویسنده کتاب، اصرار داشت که برای نتیجه گرفتن از مطالب، باید به مطالبی که در قسمت های خاص کتاب به نام اقدامک آمده، عمل کنید.

من هم به تک تک اقدامک ها عمل می کردم. یکی از اقدامک ها که این بود که یک هفته تمام کارهایی که میکنید را دقیق دقیق یادداشت کنید و در پایان هر روز تحلیل کنید.

بعد از انجام این اقدامک متوجه شدم ۵ سال دیگه توی زندگی‌ام هیچ کاره ام!

فردی که روزانه ۵ ساعت موبایل بازی میکند و ۲ ساعت فوتبال می‌بیند و ۱ ساعت و نیم فیلم و سریال می بیند، ۵ سال آینده‌اش نه تنها به رویاهایش نزدیک نشده، بلکه یک فرد صرفا مصرف گرا خواهد بود و وجودش برای دنیا بی فایده است.

خلاصه یک هفته، یادداشت روزانه به من فهماند که در زندگی چه کاره ام و به قول کسانی که زیبا مینویسند این یک هفته تحولی بنیادین در زندگی ام ایجاد کرد.

خودآگاهی گمشدۀ بهبود عملکرد

حقیقت مطلب این است که به خاطر این که نمی‌دانیم کجای کارمان می‌لَنگَد، پیشرفتی در زندگی نداریم! اتفاقا در زندگی اقدام هایی داریم که هر کدام از این اقدام ها به تنهایی عامل موفقیت خیلی ها بوده اند، اما به خاطر وجود ترمز هایی که خودمان نمیدانیم، نتیجۀ قابل توجهی در زندگی نمیبینیم!

باید برنامه ای برای خودآگاهی داشته باشیم. برنامه یا سیستمی که نسبت به کارهایی که آگاه نیستیم، ما رو آگاه کند.

تاثیر محاسبه نفس یا self assessment در بهبود عملکرد

راه حل مشکل اینجاست، محاسبه نفس!

اجازه بدید قبل از ادامه هر صحبتی، نظر یکی از بزرگترین روانشناس و انسان شناس های هستی رو در مورد محاسبه نفس بررسی کنیم:

 

حدیث محاسبه نفس

 

بنابر مطالعات و آموزش هایی که من دیدم،
تصورم این است که محاسبه نفس یا خود ارزیابی ۸۰ درصد بار خودآگاهی رو بر دوش می‌گیرد.

محاسبه نفس به این معنا که:
هر شب قبل از خواب، روزی که پشت سر گذاشته ایم را تحلیل کنیم،
کارهای خوبی را که در طول روز انجام داده ایم،
را برای دوباره انجام دادن تشخیص دهیم و کارهایی که بهتر بود انجام نمیدادیم را هم تشخیص دهیم برای فاصله گرفتن از این قبیل کارها.
همین!

این نوشته رو از دست ندید!  کنترل احساسات با بازسازی شناختی

 

فرمولی برای ۳ برابر شدن بهبود عملکرد

بیش از ۳ سال مطالعه، تجربه و بازخوردی که از مشاوره برنامه ریزی و بهبود عملکرد افراد و سازمان ها داشته ام، به یک فرمول جالب رسیدم!

 

فرمول از این قرار است:

نوشتن تک تک کارهایی که در روز انجام میدهیم
+
محاسبه نفس در پایان هر شب
+
جمع بندی آخر هفته و سنجش با ماتریس آیزنهاور
=
بهبود عملکرد فردی

با توجه به معنای تک تک مؤلفه های این فرمول به زبان انگلیسی،

(Writing day jobs
self assessment
Concluding with the Eisenhower Matrix)

این فرمول را به WSC نام گذاری کرده‌ام. نامش اصلا مهم نیست! مهم پیاده سازی آن است…

 

طبق بازخوردی که از پیاده سازی این فرمول بر افراد مختلف گرفته ام،
به این نتیجه رسیده ام که در هر مسیری که باشید،
اگر این فرمول رو به مدت یک هفته و با فاصله ۳ ماه یکبار انجام دهید،
سرعت پیشرفتتون بسیار زیاد خواهد شد و عملکرد فوق العاده پُر بازدهی خواهید داشت.

نوشتن تک تک کارهای روز

در مرحله اول باید یک دفترچه در جیب و یک قلم دم دست داشته باشیم. هر کاری که انجام میدهیم، لحظه شروع و لحظه پایانش را ثبت کنیم!

با ثبت تک تک کارهایمان میتوانیم کارهای غیر ضروری و غیر مفید را ببینیم. چیزی که ثبت نشود به سختی تغییر می کند!

ثبت تمام کارها دو فایده بزرگ دارد:

  1. متوجه پِرتی ها و زمان هایی که الکی هدر می دهیم میشویم
  2. هر کاری را انجام نمیدهیم! چون میدانیم باید ثبت شود و بعدا بررسی شود، به خیلی از کارها آگاهانه تن نمی دهیم!

به نظر من نیاز به دلیل نیست!
همین که میدانیم این کار قسمتی از فرمول بهبود بهره بری ما از زمان و داشته هایمان است، بهترین دلیل برای انجام این کار است.

دقیق دقیق!

من دیده ام طلا فروش ها هنگام محاسبه چطور دقیق طلاهایشان را اندازه گیری می کنند. حتما شما هم دیده اید.

دقیق دقیق!

سوت به سوت!

(هر یک گرم، ۱۰۰۰ سوت حساب می‌شود.)

چرا این قدر دقیق حساب می کنند؟ چون طلا رو ارزشمند میدونن و برای هر یک سوت آن ارزش قائلند.

سوال من اینجاست!

چرا ما برای زمانمان ارزش قائل نباشیم؟

در مرحله شعار، تک تک ما میگوییم زمان از طلا هم گران تر است! اما وقت رفتار، این گونه عمل نمیکنیم!

به جان خودم ارزش زمان از طلا هم بیشتره! من لحظه جان دادن یک نفر که از زیادی اموالش نمیدانست دقیقا چقدر پول دارد را دیدم! این فرد با پرداخت چقدر پول میتواند یک ساعت بیشتر زنده بماند؟

این نوشته رو از دست ندید!  مدیریت زمان | هر آنچه باید در مورد مدیریت زمان بدانید

رفیق! من و شما هم، چنین لحظه ای رو درک خواهیم کرد! به نظر من می‌ارزد دقیق تر از طلا با زمان و لحظاتمان برخورد داشته باشیم.

محاسبه پایان شب

بعد از نوشتن تمام کارهایی که در روز انجام دادیم، قبل از خواب ۵ دقیقه زمان می گذاریم و دقایقی که در روز مشغول کارهایمان بودیم را جمع می زنیم و کارهای مشابه را جمع میزنیم.

مثلا در روز ۳ بار به سرویس رفته ایم:

  1. از ۷:۰۳ تا ۷:۰۹
  2. از ۱۳:۲۵ تا ۱۳:۲۱
  3. از ساعت ۲۰:۴۸ تا ۲۰:۵۲

زمان محاسبه اولین دفعه ۶ دقیقه، دومین دفعه ۶ دقیقه و سومین مرتبه ۴ دقیق زمانمان را در سرویس بهداشتی گذرانده ایم. که در جمع بندی میگوییم ۱۶ دقیقه سرویس بهداشتی!

پایان هر روز باید این کار رو انجام بدهیم. طوری باید بنویسیم که جمع تمام دقایق ثبت شده به ۱۴۴۰ دقیقه برسد! یعنی ۲۴ ساعت

سنجش هفته با خط کش آیزنهاور

تمام کارهای ما در زندگی، از لحاظ اهمیت و فوریت به چهار دسته تقسیم می شوند:

کارهای ما:

یا مهم هستند و فوری
یا غیر مهم هستند و فوری
یا غیر مهم هستند و غیر فوری
یا مهم هستند و غیر فوری

کارهای مهم و فوری

کارهایی از جنس ضرورت!

کارهایی که باید انجام بدهیم و گر نه فرصتی از دستمان می‌رود یا آسیبی به ما وارد می‌شود.

عیادت از یکی از اقوام، مراجعه به پزشک (زمانی که حالمان بحرانی است)، پرداخت قبض آب و برق و گاز، خرید مایحتاج زندگی، غذا خوردن، دستشویی رفتن و … نمونه هایی از کارهای مهم و فوری هستند.

همانطور که از عنوان پیداست، این کارها به ما کمک می کنند که به اهدافمان برسیم یا این که جلوی بحرانی را بگیریم، یعنی مهم هستند. از جانبی هم این کارها ضرب الاجل دارند. یعنی تا زمان خاصی می توانیم آن ها را انجام دهیم و اگر به هر دلیلی انجام این کارها به تعویق بیافتد، بعدا برای انجام کار دیر است.

 

کارهای غیر مهم و فوری

کارهایی از جنس بطالت! کارهایی که انجام ندادنش چیزی به ما اضافه نمیکند و چیزی جز وقت تلف کردن نیست، اما تاریخ انقضا دارد!

استفاده از تخفیف جشنواده یک فروشگاه، پاسخ دادن به یک تماس ناشناس (در صورتی که منتظر تماس خاصی نباشید)، کارهایی که وقت و بی وقت توسط اطرافیان به ما سپرده میشه و … چند مثال از کارهای مهم و فوری هستند.

کارهای غیر مهم و فوری را نامیدم بطالت چرا که انجام دادن آن ها زمان ما را از بین می برد و انجام دادن و ندادنشان هیچ تفاوتی ندارد و برای ما دستاوردی ندارد! فقط ضرب الاجل دارد و اگر انجام ندهیم بعده ها نمیتوانیم آن ها را انجام دهیم ( همون بهتر که انجام ندهیم! 🙂  )

این نوشته رو از دست ندید!  7 + 1 راهکار برای بدست آوردن انگیزه

 

کارهای غیر مهم و غیر فوری 

این کارها را من حماقت می نامم!
کارهایی که انجام دادنش با انجام ندادنش فرقی ندارد و هیچ موقع دیر نیست برای انجام آن ها!

چند مثال میزنم:

پرداختن به شبکه های اجتماعی، وبگردی، تمام بازی های ویدیویی، تمام بازی های موبایل، خرید درمانی، مهمانی های دوستانی زیادی و …

متاسفانه و متاسفانه و متاسفانه، آمار نشان می دهد که اکثریت مردم کشور من یعنی ایران زمانشان را در این قسمت می گذرانند.
یعنی مشغولند به کارهای غیر مهم و غیر فوری! کافیه نگاهی کنید به زمانی که افراد در شبکه های اجتماعی میگذرانند.

 

کارهای مهم و غیر فوری

تفاوت انسان های موفق و غیر موفق در این جاست!
انسان های با ذکاوت در این ناحیه زندگی میکنند. صرفا مشغول به کارهایی هستند که مهم است اما فوریتی در انجامش وجود ندارد.

مطالعه کتاب، تفریح اصولی، وقت گذراندن با خانواده، چک آپ سلامتی سالانه، آموزش دیدن، ورزش و … کارهایی است که در این دسته قرار می گیرند.

اگر به زندگی انسان های موفق نگاه کنید، افرادی هستند که تا جایی که راه دارد از انجام کارهای غیر مهم شانه خالی می کنند و تا میتوانند کارهای مهم و فوری‌شان را برون سپاری میکنند و با فراغ بال می پردازند به مسائل مهم و غیر فوری! این یعنی یک زندگی استاندارد.

 

ماتریس آیزنهاور
ماتریس آیزنهاور

 

با توجه به بحث قبل، در انتهای هر روز، یک جمع بندی از کارهایی که در آن روز انجام دادیم را در دست داریم. در پایان یک هفته ثبت تمام لحظات و جمع بندی پایان روز، حالا باید جمع بندی هامون رو با توجه به ماتریس آیزنهاور بررسی کنیم.

باید ببینیم چه مقدار از زمانمان را در حماقت، بطالت، ضرورت و ذکاوت گذرانده ایم.

اگر از ۱۶۸ ساعت هفته، ۵۰ ساعت (روزی بیش از ۷ ساعت) را مشغول تلویزیون و شبکه های اجتماعی هستیم،
نباید توقع زندگی آسوده ای داشته باشیم!

اگر از ۱۶۸ ساعت هفته اگر بیش از ۵۶ ساعت خوابیده ایم، نباید غُر بزنیم که چرا درآمدمان پایین است.

اگر از ۱۶۸ ساعت هفته، بیش از ۲۱ ساعت مطالعه و آموزش دیدن اصولی داریم،
میتوانیم منتظر زندگی زیبا و مورد علاقمون باشیم.

 

حرف پایانی

این سبک از ارزیابی، باعث خود آگاهی بیشتر ما و اصلاح سبک زندگی‌مون میشه!

من جایی ندیدم این ترکیب و این فرمول را ارائه کرده باشند.

تک به تک این مسائل در کتاب های مختلف مطرح شده است. با تجربه و ترکیب تک تک این کارها (یعنی نوشتن کارهای روز، محاسبه نفس، ماتریس آیزنهاور و هر سه ماه/یک هفته) توانستم هم در زندگی شخصی نتایج زیادی بگیرم و هم در زندگی کسانی که مربی شخصیشان بوده ام تغییرات فوق العاده ای ثبت کنم.

امیدوارم شما هم این فرمول را در زندگی پیاده سازی کنید و نتایچتون رو با من از طریق کامنت ها در میون بگذارید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *