چرا زود جوش میارم؟

امون از این زبان سرخ که سر سبز رو در یک لحظه به باد میده. یه لحظه جوش میاریم و تا چند وقت برای خودمون پشیمونی میخریم. همه مون قطعا توی این موقعیت قرار گرفتیم؛ واقعا انگار که اون لحظه اصلا به هوش نبودیم. کارایی کردیم،حرفایی زدیم،چیزایی از خودمون نشون دادیم که به راحتی از حافظه ها پاک شدنی نیست. خب حالا بریم دلایل اینکه جوش میاریم رو بشناسیم.

خشم چیست؟

خشم یکی از نیرومندترین احساسات ماست و ریشه اون ترس است. خشم یک احساس کاملا طبیعی است که خب همه ی موجودات به غریزه اون رو در خودشون دارن و برای بقا لازم و ضروری است . اگر یک حیوان براساس خشم خود عمل کنه، هیچ ایرادی بر اون وارد نیست اما اگر یک انسان براساس خشم خود عمل کنه و قادر نباشه که خشم خودش رو مدیریت کند، اون وقت هستش که می‌گیم این انسان هنوز تکامل  پیدا نکرده و به احساسات خودش کنترل نداره.مشکل زمانی است که خشم از حد فراتر میره و انسان نمیتونه اون رو مدیریت و کنترل کنه.

چرا خشمگین می‌شیم؟

به غیر از طبیعت خشم که براساس ترس‌های طبیعی ما و برای محافظت از ما بروز می‌کنه، دلایل دیگری نیز برای خشم وجود داره که از نقص‌های شخصیتی ما سرچشمه می‌گیره. در اینجا به چند مورد از آنها اشاره می‌کنیم:

خشم ناشی از خودشیفتگی :

فرد مغرور و خودشیفته همیشه گارد محکمی در برابر اظهار نظر دیگران و سطح کیفیت رفتار و زندگی بقیه داره. این افراد تحمل انتقاد را ندارن چون درست یا غلط حس می کنن که برترین هستن. از طرفی هم چون حس میکنن که باید همیشه بهترین باشن از همه لحاظ ، تحمل اینکه در زمینه ای، فردی از اونا پیشی گرفته براشون آزار دهنده است. و در برابر افرادی که حس کنن حتی کمی از خودشون برتر هستن گارد سختی دارن و همین موجب بروز رفتار نادرست از اون ها خواهد شد. مثال ساده اش فردی که خیلی به ظاهر و تیپ اش اهمیت میده؛وقتی در یک مهمانی حضور پیدا میکنه و میبینه که از خودش خوش تیپ تر و زیباتر هم وجود داره به شدت ناراحت و عصبی میشه. علاوه بر اینکه به خودش خوش نمیگذره، ممکنه با نیش و کنایه کاری کنه که به اون شخص هم خوش نگذره.

خشم ناشی از ترس و ضعف درونی:

افرادی که در این دسته قرار میگیرن از اعتماد به نفس کمی برخوردار هستن.و نسبت به موقعیت و توانایی هاشون درک درستی ندارن ؛ در بیشتر موقعیت ها هم خودشون رو کم تر از اون چیزی که هستن میدونن. این نبود یا کمبود اعتماد به نفس باعث میشه این افراد همیشه خودشون رو قربانی و ضعیف بدونن و این دید باعث یک خشم درونی قوی در اونا میشه. همیشه منتظر حمله احتمالی افراد هستن. پس همیشه حالت دفاعی دارن. حتی بعضی مواقع در دید دوستان و نزدیکانشون انگار که اونا همیشه توهم توطعه دارن؛ خب این کم کم باعث دوری دوستاشون و آسیب به خودشون میشه.

 

خشم ناشی از سرکوب‌ها:

هر چه میزان سرکوب ما بیشتر باشد، خشم نیز بیشتر است. کسانی که احساسات و نیازهای خود را؛ چه در کودکی و چه در بزرگسالی سرکوب می‌کنن، خشم زیادی را درون خود ذخیره کرده و دچار بیماری‌های روان-تنی میشن. حتی ممکنه شروع این سرکوب ها از طرف والدین و معلم هاشون باشه، که به مرور باعث میشه فرد از ابراز خودش دست برداره. وقتی احساسات خودش رو چه خوب چه بد ابراز نکنه به مرور زمان یا باعث بیماری روحی و جسمی میشه.یا اینکه یه وقتی بالاخره صبر اون فرد تموم میشه و رفتاری از خودش نشون میده که دیگه قابل جبران نیست. مثالی که توی ذهنمه اینه : همسایه ای داشتیم همیشه ناراحت بود از اینکه چرا همسایه روبرویی همیشه جای پارکش رو صاحب میشه؛ هر دفعه که این اتفاق می افتاد کمی خودخوری میکرد و بعدش میرفت کوچه پایینی پارک میکرد و میومد.بعد از گذشت چند ماه یه روز خیلی خسته از محل کارش برگشت و باز هم با این صحنه مواجه شد علاوه بر اینکه با کلیدش یه خط از سر تا ته ماشین همسایه کشید، دوتا لاستیکش هم پنچر کرد. خب میبینید، شاید اون همسایه روحش از نارضایتی این فرد خبر نداشته والان با دیدن ماشینش حتی نمیتونه حدس بزنه که چه کسی این کار رو انجام داده. این فرد میتونست از همون روز اول با گذاشتن یه یادداشت محترمانه یا زنگ زدن و تذکر دادن به صاحب ماشین این نارضایتی رو ابراز کنه و مشکل رو خیلی ساده حل کنه. بدون آسیب زدن به خودش و ماشین همسایه.حالا اگر بریم در گذشته این فرد جست و جو کنیم به احتمال زیاد میبینیم که در همون کودکی اگر مورد آزار قرار میگرفته همیشه والدین و معلم هاش به جای آموزش نحوه بیان احساسات، اون رو تشویق به سکوت و نادیده گرفتن موضوع کردن؛ در آخر هم با یک رفتار عجیب مواجه شدن.

خشم ناشی از ناتوانی در «نه» گفتن :

کسانی که نمی‌توانند از موضع خود دفاع کنن، برای خود احترام قائل بشن و در جایی که باید، «نه» بگن، دچار خشم شده و این خشم رفته رفته درون آنها تلنبار میشه.این خشم مثل یک انبار باروت هر لحظه میتونه به بدترین شکل ممکن بروز پیدا کنه و منفجر بشه.”نه گفتن” به جا و درست، واقعا میتونه یه هنر باشه. وقتی به مهمونی دعوت شدی که اون جمع رو دوست نداری،وقتی به کاری دعوت شدی که بلدش نیستی، وقتی پولت رو لازم داری خیلی راحت بگو نه. هم به خودت احترام گذاشتی هم برای خودت یک چارچوب تعیین کردی. وقتی اولین بار قبول میکنی که به اون مهمونی بری یا پول قرض بدی، داری توقع ایجاد میکنی که هر دفعه میتونی این کار رو واسشون انجام بدی. خب با اولین بار دردسر های بعدی رو هم داری به جون میخری.

خشم ناشی از پذیرفته نشدن :

هرچه نیاز به پذیرفته شدن در فرد عمیق‌تر باشه، تلاش‌ها و تنش‌های او جهت جلب رضایت دیگران بیشتر میشه  و با کوچک‌ترین ناکامی فرو‌ میریزه و خشمگین میشه. وقتی که همیشه منتظر تایید از سمت دیگران باشی، میتونم بهت بگم در بیشتر روز ها تو احساس خوب بودن و کافی بودن نداری. این نارضایتی هر روز خشم تو رو بیشتر میکنه.لازم نیست همیشه همه تورو تایید کنن. به انداره­ی همه­ی افرادی که روی کره زمین زندگی میکنن ، ذهنیت وجود داره، پس نمیشه همیشه کارهای تو مورد تایید دیگران باشه.

 

 

خشم ناشی از توقع:توقعات ما رنجش‌های از پیش تعیین شده هستن. هر چه گستره توقعات ما وسیع‌تر باشه، خشم و عصبانیت ما نیز بیشتر است و بسیاری از توقعات ما نیز توقعات عصبی هستن. نمیشه همیشه از اطرافیانت توقع برخورد خوب و درک وشعور داشته باشی . چون افراد نسبت به حال فعلی شون برخورد میکنن. اگر تو حال خوبت رو گره بزنی به چیزی که از بقیه توقع داری؛ همیشه این توقع برآورده نمیشه و تو ناکام میمونی. . حتی یه سلام بی حال از طرف رییس،همکار یا همسرت تورو به هم میریزه. ممکنه اون شخص خودش درگیری ذهنی داره ولی تو سریعا اون رو به خودت میگیری و کل روزت رو خراب میکنی. چرا؟ چون تو توقع داری اون فرد همیشه با تو گرم بگیره و یه سلام پرانرژی بهت بده. خشم ناشی از شک و عدم شناخت خود:زمانی که فرد بنیانی سست داشته باشد، خود را به درستی نشناسه و به خود و توانمندی‌ها و شخصیت خودش شک داشته باشه، با هر تهدیدی خشمگین شده و بنابراین یا آماده جنگ برای اثبات خود می‌شود یا فرار می‌کنه. وقتی شما خوب خودت رو نشناسی و نپذیری این باعث پیدایش دو چالش در شما میشه :

  1. اول اینکه ضعف های خودتو به اندازه کافی نمیشناسی. پس دنبال پیشرفت و برطرف کردنشون نمیری. یا اینکه کلا این ضعف هارو نمیشناسی و همش دنبال توجیه کردنشون هستی. که این باعث عدم انتقاد پذیری و شونه خالی کردن از مسئولیت هایی میشه که به شما محول شده.
  2. دوم اینکه قوت های خودتو به اندازه کافی نمیشناسی. پس همیشه تواضع بیش ازحد به خرج میدی؛خودت رو نادیده میگیری. این عدم شناخت رفته رفته باعث که ما در جایگاهی که لایقش هستیم قرار نگیریم و همیشه این حسرت خودش رو در غالب خشم نشون میده.

پیشنهاد میکنم حالا که دلایل خشم رو شناختیم حتما به مقاله ی کنترل عصبانیت و کنترل خشم هم سر بزنید .

شما می توانید فایل pdf این مقاله را از اینجا دانلود کنید.

دانلود pdf

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.