۱۱ روش کاربردی برای ایجاد انگیزه

مدت ها پیش به این فکر می کردم که چرا بعضی وقت ها تمام علاقه خود را به زندگی از دست می دهم و لحظه بعد سرشار از شوق و ذوق برای زندگی هستم. بعد ها متوجه شدم که این مسئله از انگیزه نشأت می‌گیرد. ولی تعریف انگیزه پیچیده تر از معنای ساده ای بود که من در ذهن داشتم. دغدغه بسیاری از ما این است که انگیزه کافی برای انجام کار هایمان نداریم. برای ایجاد انگیزه ابتدا باید تعریف انگیزه و اجزای آن را بدانیم. در این مقاله قصد داریم به شما کمک کنیم تا با تعریف و روش های ایجاد انگیزه آشنا شوید.روزانه مردم زیادی در جهان به مشاور و روانشناس مراجعه کرده و از اینکه صبح ها هیچ انگیزه ای برای بیدار شدن ندارند، شکایت می کنند.حال واقعا بی انگیزگی چه معنایی دارد؟ انگیزه چیست که بسیاری از مردم از نبود آن رنج می برند؟  تعریف انگیزه: کلمه انگیزه مترادف کلمه ی motivation  در انگلیسی است که به معنای اقدام کردن و حرکت است. به زبان ساده، انگیزه عاملی است که انسان را حرکت می دهد. بسیاری از ما فکر می کنیم که فقط به عامل حرکت به سمت هدف های سخت و بزرگ، انگیزه می گویند؛ در حالی که انگیزه در تمام لحظات روزهای ما تنیده شده است. پشت هر حرکت انسان انگیزه وجود دارد. یعنی همان چیزی که باعث می شود کنترل تلوزیون را برداریم و آن را روشن کنیم، همان چیزی است که سبب می شود ساعت ها پای درس بنشینیم!اگر این گونه است پس چرا بعضی از انسان ها از بی انگیزگی گله می کنند؟ در واقع، مسئله وجود یا عدم انگیزه نیست بلکه کیفیت انگیزه است. نفر اول مسابقه بوکس و کسی که جلوی تلوزیون لم داده، هر دو انگیزه دارند. لذا، این جهت انگیزه است که باعث پیشرفت یا پسرفت ما می شود.برای اینکه با عامل پیشرفت و پسرفت خود بهتر آشنا شویم، باید اجزای سازنده آن را بشناسیم.اجزای سازنده ی انگیزه:  انگیزه‌، از سه عامل هدف، استقامت و شدت عمل تشکیل شده است.هدف: اولین عامل تشکیل دهنده انگیزه هدف است. تا هدف نباشد انسان نمی داند چه مسیری را باید طی کند و به کجا برود. اگر من ندانم قصد سفر به کجا را دارم قطعا ماشینم را روشن نمی کنم.گاهی حتی با اینکه می دانیم به کجا خواهیم رفت، شروع به حرکت نمی کنیم. پس، تا زمانی که اقدامی برای رسیدن به هدف صورت نگیرد، وجود هدف ارزشی ندارد.استقامت: در مسیر حرکت به سمت هدف قطعاً با موانعی روبرو خواهیم شد. دومین عامل تشکیل دهنده انگیزه، استقامت در برابر همین موانع است.وقتی هدفمان را با سماجت بیشتری پیگیری کنیم، برایمان ارزشمندتر نیز می شود. اصولا انسان برای چیزی که توان بیشتری از او برده، ارزش بیشتری قائل است.  شدت عمل: چه می شود که یک نفر با یک ساعت مطالعه، به اندازه ی سه ساعت بازدهی دارد؟یکی از عامل های تشکیل دهنده انگیزه، میزان توانی ست که برای انجام آن کار می گذاریم. زمانی که کاری را با تمام توان خود انجام می‌دهیم، گویا به زمان عمق دادیم. اگر طول زمان را یه خط صاف افقی در نظر بگیریم، وقتی کاری را با کیفیت انجام می دهیم، مثل این است که در عرض زمان حرکت کرده ایم.هر کدام از این سه عامل در شکل‌گیری کامل انگیزه، نقش دارند. هدف به تنهایی، انگیزه را شکل نمی‌دهد. خیلی از انسان‌ها گلایه می‌کنند که چرا با وجود داشتن هدف باز هم انگیزه‌ای برای رسیدن به آن ندارند؛ در حالی که، بدون استقامت و شدت عمل، انگیزه مان نصفه و نیمه خواهد بود.انگیزه ای که با حضور هر سه عامل تشکیل شده باشد، خود به دو دسته تقسیم می شود.روانشناسان انگیزه را بر اساس منبعی که از آن سرچشمه می گیرد، به دو دسته کلی تقسیم کردند:۱)انگیزه درونی۲)انگیزه بیرونیانگیزه درونی: آیا برای شما هم پیش آمده که کاری را صرفا برای اینکه از انجام آن لذت می برید و حالتان را بهتر می کند، انجام دهید؟ انگیزه ی انجام این کار از درون شما سرچشمه میگیرد. برای بچه ای که با دوستان خود فوتبال بازی می کند اهمیتی ندارد که آیا جایزه ای در کار هست یا نه؟ ممکن است در طی بازی، بار ها زمین بخورد ولی هیچ وقت از بازی کردن پشیمان نمی شود. برای او مهم این است که فوتبال بازی کند.انگیزه درونی دقیقاً همان چیزیست که این روزها گم کرده ایم. گاهی ما انسان ها در پستی و بلندی روزگار فراموش می کنیم که به خودمان و به چیزهایی که دوست داریم، اهمیت بدهیم. گاهی زندگی ما را مجبور می‌کند کارهایی را انجام دهیم که دوست نداشته یا کمتر به آن علاقه داریم. کمترین کاری که می‌توانیم بکنیم این است که همچنان راهی برای علایق مان باز بگذاریم؛ هنوز هم گاهی در کوچه فوتبال بازی کنیم.انگیزه بیرونی: اگر پاداشی خارج از خود عمل باعث انجام آن شود، انگیزه بیرونی شکل می گیرد. زمانی که کاری را بدون علاقه و فقط برای دریافت حقوق، انجام می دهیم یا زمانی که درسی را صرفا پاس شدن می‌خوانیم، در واقع با انگیزه بیرونی مواجه هستیم.البته انگیزه بیرونی همیشه بد نیست. خیلی اوقات حتی تقویت کننده ی انگیزه درونی نیز هست. مثلا فردی که بسیار به برنامه نویسی علاقه دارد، حاضر است ساعت ها بدون وقفه در شرکت کار کند و این مسئله که حقوق خوبی هم می گیرد، انگیزه اش را قوی تر میکند.برای ایجاد و افزایش انگیزه روش های زیادی وجود دارد اما خیلی از آن ها کاربردی نیستند. ما قصد داریم ۱۱ مورد از کاربردی ترین روش ها را به شما معرفی کنیم:۱) شروع کنید:برای خود من بار ها پیش آمده که میخواستم کاری را شروع کنم و آنقدر منتظر انگیزه ماندم که حتی از شروع آن هم پشیمان شدم. ما انسان ها خیلی اوقات فکر میکنیم تا زمانی که انگیزه نداریم نباید شروع کنیم و آنقدر منتظر انگیزه میمانیم تا زیر پایمان علف سبز شود. بیاید از زاویه دیگری نگاه کنیم. انگیزه و عمل مانند یک چرخه عمل می کنند. عمل کردن باعث پیشرفت می شود، پیشرفت در ما انگیزه ایجاد میکند و انگیزه باعث می شود برای پیشرفت بیشتر اقدام کنید. بنابراین انگیزه، همان عمل است.  پس اولین و بهترین کاری که برای ایجاد انگیزه می توانید انجام دهید این است که شروع کنید!۲) کار هایی که که در یک روز انجام می دهید، بنویسید:به یک روز زمان و یک قلم و کاغذ احتیاج دارید. روزتان را از زمانی که بیدار می شوید تا لحظه‌ای که می خوابید به واحد های یک ساعته تقسیم کنید. در پایانِ هر ساعت کار هایی را که انجام داده اید، بنویسید.(پیشنهاد میکنم تمام جزئیات را لحاظ کنید.) قبل از خواب، تمام کار های خود را مطالعه کنید. چه حسی پیدا کردید؟ آیا این زندگی همان چیزی است که شما دوست دارید؟ آیا این برنامه شبیه چیزی است که شما از خود توقع دارید؟ اگر جوابتان مثبت است با همین فرمان پیش بروید! اما اگر اینطور نیست کاغذ و قلم جدیدی بردارید و روزتان را آن طور که دوست داشتید باشد، بنویسید.حال تنها نکته ای که باید بدانید این است: فاصله بین برنامه فعلی و برنامه آرمانی تان، تنها به دست خودتان پر می شود.۳) یاد بگیرید:اگر امروز یادگیری مهارت جدیدی را شروع کنید نسبت به دیروز خودتان، پیشرفت کرده اید. مغز ما طوری طراحی شده که وقتی پیشرفت می کنیم، احساس ارزشمند بودن بیشتری به ما می دهد. پس اگر می خواهید انگیزه بیشتری برای زندگی داشته باشید، یادگیری مهارت جدیدی را آغاز کنید. ۴) یاد بدهید:علاوه بر یاد گرفتن، یاد دادن نیز انگیزه را افزایش می دهد. وقتی با چشم خودتان می بینید که می توانید در پیشرفت یک انسان دیگر سهیم باشید، احساس می کنید انسان مفید تری شده اید. چه بلدید؟ ممکن است حتی طرز تهیه ی یک کیک باشد. فرقی نمی کند؛ آن را به یک نفر آموزش دهید.۵) وصیت نامه بنویسید:بله! شاید نوشتن وصیت نامه کار تلخی به نظر برسد اما زمانی که این کار را انجام دهید، متوجه می شوید که چقدر مفید است. در فرایند نوشتن وصیت نامه می فهمید که چه چیزهایی واقعاً برایتان مهم است؟ چه چیزهایی واقعاً برایتان ارزش است؟ حسرت چه چیز هایی را می خورید؟چه چیزهایی را به اشتباه برای خود مهم می دانید؟ و آیا دوست دارید این گونه دنیا را ترک کنید؟ نوشتن وصیت نامه باعث می شود انگیزه تغییر شرایط در ما بیدار شود. شاید بتوان گفت در وصیت نامه خالصانه ترین حرف های خود را می زنیم.۶) ساعت خواب تان را تنظیم کنید:برای داشتن انگیزه باید به سیستم بدنتان توجه کنید. اگر کمتر از نیازتان بخوابید، تعجبی ندارد که صبح برای بیدار شدن، انگیزه ای نداشته باشید. اگر بیشتر از نیازتان هم بخوابید در طول روز کسل خواهید بود؛ به عبارتی خواب، خواب می آورد.به علاوه، ساعت خواب مشخص به ذهنتان القا می کند که شما انسان هدفمند و منظمی هستید و همین تلقین انگیزه تان را افزایش می دهد.۷) ورزش کنید:سلامت جسمی و سلامت ذهنی رابطه دوسویه دارند. بسیاری از روانشناسان به کسانی که دارای اضطراب و افسردگی هستند، پیشنهاد می‌کنند که حتماً زمانی را در روز به ورزش کردن اختصاص دهند. فراموش نکنید که عقل سالم در بدن سالم است.  ۸) روزانه ۱۵ دقیقه برای توسعه ی خودتان وقت بگذارید:این ۱۵ دقیقه می‌تواند برای مطالعه، ورزش، افزایش مهارت و حتی خوردن چای با یک دوست قدیمی صرف شود. مهم این است که شما روزی ۱۵ دقیقه به مغزتان می گوید که من این کار را برای تو انجام می دهم. دنبال فعالیت عجیب و غریبی نباشید هر کاری که حس خوبی به شما می دهد در جهت توسعه شماست.۹) با خودتان صحبت کنید:هر چند وقت یک بار، لازم است خودتان را از خودتان جدا فرض کنید. روبروی خود بنشینید و تمام حرف هایی را که فرد مقابل تان می گوید، گوش دهید. بگذارید از علایقش بگوید؛ از ناراحتی هایش، از بی‌انگیزگی هایش. گاهی دلیل این بی‌انگیزگی ها، حرفهایی است که در ذهنتان تلنبار شده و هر روز آن را از این سر شهر تا آن سر شهر به دوش می کشید. ۱۰) کار های خوب تان را یاداوری کنید:دنیای امروز دنیای نمایش دادن دستاورد است. در این صحنه ی نمایش، دستاوردهای کوچک اما با ارزش، قربانی دستاوردهای بزرگ و پر زرق و برق می شوند. همین روال کار جهان باعث می‌شود، کارهای کوچک ارزشمندی را که انجام می دهیم، بی اهمیت تلقی کنیم. گاهی جدا از هیاهوی جهان گوشه‌ای بنشینید و فکر کنید که چه کاری در زندگی کرده اید که بدون توجه به نظر جهان، برایتان ارزشمند است. می توانید از دیگران نیز کمک بگیرید. ممکن است بعضی وقت ها، قضاوت های غیر منصفانه ای نسبت به خودتان داشته باشید. در این مواقع می‌توانید از اطرافیان کمک بگیرید. از آن ها بپرسید که آیا کمکی به آن ها کرده اید که در خاطرشان مانده باشد؟ مطمئن باشید جواب های عجیب و غریبی دریافت می کنید! گاهی یک جمله ی شما به فردی در اوج ناامیدی دلگرمی داده است که حتی خودتان هم آن را فراموش کرده بودید. این کار را امتحان کنید! متعجب خواهید شد. خوشحال می شویم جواب های جالبی را که دریافت کردید با ما به اشتراک بگذارید.۱۱) مسئولیت بپذیرید:برایتان پیش آمده که آنقدر بی حوصله باشید که دلتان نخواهد کوچک ترین تکانی بخورید؟ حال اگر قولی داده باشید چه؟ اگر مسئولیتی داشته باشید چه می کنید؟ با این روش می‌توانید خودتان را گیر بیندازید. مسئولیت پذیری، وجدان ما را ما را تحریک می کند و ما را به حرکت وا می دارد. نیازی نیست مسئولیت بزرگی را برعهده بگیرید. می توانید با نگهداری از یک گل شروع کنید. همین که بدانید شما مسئول مراقبت و آبیاری از آن هستید، کافیست.استفاده از این روش ها کمک زیادی به افزایش انگیزه می کند؛ در صورتی که حواسمان به موانع افزایش انگیزه نیز باشد. با سه در مورد از موانعی که انگیزه را نابود می کنند، آشنا می شویم:۱) افکار ناامید کننده:ما انسان ها موجوداتی اجتماعی هستیم و نمی توانیم منکر این شویم که نظر دیگران روی ما تاثیر می گذارد. فرض کنید یه لباس خیلی زیبا دیده اید و قصد خرید آن را دارید. با خود فکر می کنید زیبا ترین لباسی است که تا الان دیده اید. به دوستتان می گویید که برای خرید لباس همراه تان بیاید؛ اما تا لباس را می بیند چپ چپ به شما نگاه می کند و می گوید:《واقعا اینو میخوای بخری؟ خیلی زشت و از مد افتاده ست.》می توانید بگویید نظر دوست تان هیج تاثیری روی شما نذاشت؟ حتی اگر آن لباس را بخرید همیشه گوشه ى ذهنتان این احتمال وجود دارد که شاید این لباس قشنگ نباشد.هر چقدر هم که انسان محکمی باشید اگر افکار ناامید کننده محاصره تان کنند، ناخودآگاه انگیزه تان کاهش می یابد. پس بهترین کار دوری از این افکار است. بهتر است انقدر به خودمان مطمئن نباشیم و فکر نکنیم ما تاثیر ناپذیریم! ما انسانیم و این خصوصیت انسان است که رنگ اطراف را به خود میگیرد؛ هر چند کم و بی روح.  ۲) بد قولی کردن:برایتان پیش آمده که به دلیل بی‌انگیزگی، ساعت قرار خود را عوض کنید یا بهانه‌ای برای نرفتن به سر کار پیدا کنید؟ تمام این پشت گوش انداختن ها به مغزتان القا می‌کند که شما هیچ کاری را درست و کامل انجام نمی‌دهید و  همین موضوع، روز به روز انگیزه تان را کمتر می کند.۳) تصمیم گیری های زیاد و همزمان:تحقیقات نشان داده است که به هر مقدار تصمیم بگیریم، ذهن ما برای رسیدن به نتیجه ی این تصمیمات، انرژی موجود خود را تقسیم می کند!آنتونی رابینز می گوید :《مردم با تمرکز بر روی چند هدف در یک زمان، برای هدفی که می توانند در یک سال به دست آورند بیشتر از ده سال وقت صرف می کنند.》وقتی چند تصمیم را همزمان می گیرید ذهنتان کلافه می شود و به احتمال زیاد به هیچ کدام نمی رسید.کمال گرایی را کنار بگذارید! تمرکز خود را متوجه یک یا دو تصمیم کنید. اگر مجبورید تمرکز خود را تقسیم کنید، سعی کنید فعالیت هایتان شبیه به هم باشد تا انرژی کمتری از شما بگیرد.در این مقاله با هر چیزی که برای ایجاد انگیزه نیاز داشتید، آشنا شدید. حال تنها کاری که باید بکنید گوش دادن به همان توصیه روش اول است: شروع کنید!

شما می توانید فایل pdf این مقاله را از اینجا دانلود کنید.

دانلود pdf

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.