انتقاد

انتقاد ! رابطه تاثیرگزار را از بین میبرد!!!

انتقاد جزء جدایی ناپذیر از روابط انسانی است.

حسن جویی یا انتقاد؟ مساله اینست!

چند تا سوال چالشی!

فکر میکنید چند راننده بی احتیاط بخاطر انتقاد دیگران با احتیاط شده اند؟

به نظر شما چند کودک بخاطر انتقاد پدر یا مادرشان درس خوان شده اند؟

آیا کارمندی بخاطر انتقاد مدیرش، تاخیر صبحگاهی را ترک کرده؟

آیا مردی بخاطر انتقاد همسرش، شلختگی و بی نظمی را کنار گذاشته؟

آیا خانمی بخاطر انتقاد های همسرش بیش از حد صحبت کردن را کنار گذاشته؟

در شبکه اجتماعی اینستاگرام، این سوال رو از بیش از ۱۰ هزار مخاطب پرسیدم. جواب ۹۰ درصد شرکت کنندگان در نظر سنجی منفی بوده! خیلی از ادعا داشتند که تغییر کردند اما نه بخاطر انتقاد! بخاطر چیز های دیگر مانند تهدید یا محبت!

در واقع ما زمانی انتقاد میکنیم که دنیای بیرونی با دنیای مطلوب ما متفاوت شده باشد. دوست داریم همه چیز در خانه سر جای خود باشد، اما فرزندانمان این نکته را رعایت نمیکنند. و زمانی به هم میریزیم که میبینیم خانه بهم ریخته!

در این نوشته قصد ندارم نحوه انتقاد کردن را آموزش دهم! بلکه هدفم این است که شما را از انتقاد کردن پشیمان کنم! چون فضای غالب بر جامعه ایرانی بیش از این که نیاز به چگونگی انتقاد داشته باشد، نیاز به انرژی مثبت و فضای آرام دارد.

انتقاد سازنده مانند دارو، تلخ است و انتقاد غیر اصولی مانند سم کشنده!

 

قصد دارم انتقاد را به یک آجر تشبیه کنم.

آجری که فرد انتقاد کننده به سمت مخاطب خود پرتاب میکند.

خب! اگر این انتقاد اصولی باشد، جنس این آجر دیگر معمولی نیست! یک آجر است از جنس طلا!

کافیه شما دروازه بانی بلد باشی و بطور غیر حرفه ای این خشت طلایی رو بگیری و ازش استفاده کنی!

اما اگر انتقاد مخرب باشد، به مخاطب آسیب میزند! مخاطب دردش میگیرد! و خب زمانی که ببیند از شما آسیب دیده، با شما ارتباطی سازنده برقرار خواهد کرد؟

انتقاد در این شرایط مطلقا ممنوع!

قبل از این که به تکنیک انتقاد موثر بپردازم، قصد دارم مشخص کنم چه جاهایی اجازه انتقاد کردن نداریم!

  • زمانی که با روشی غیر از انتقاد میشود مساله را حل کرد.

اگر حواسمان باشد که هدف ما از این کار، صرفا تغییر و اصلاح هست، در اکثر مواقع برای مخاطب راهی را انتخاب میکنیم که برای او مثل انتقاد درد آور نباشد!
برای مثال: یکی از مهمترین جایگزین های انتقاد، پرسیدن سوال سالم است. یکی از افرادی که ۶ سال پیش خیلی با هم دوست بودیم و زمانمان خیلی زیاد باهم میگذشت را دیدم. این دوستم الآن تبدیل به یک چهره معروف کشوری شده، شرایطش را میدانستم و با توجه به شرایطش میتوانستم دو مدل با او خوش و بش کنم:

  1. انتقاد کنم و بگم: معروف شدی و دوستات رو یادت رفته؟
  2. هوشمندانه سوال بپرسم. من همین سبک رو انتخاب کردم و گفتم سلام حسن جان! خیلی دلم برات تنگ شده بود و مطمئن بودم برنامه های زیادی داری! خب الآن کجای کاری؟ به همین سادگی کاری کردم که شروع کرد به درد دل که همه دوستای قدیمم به من انتقاد میکنن و …
  • زمانی که کار ارزش انتقاد ندارد!
این نوشته رو از دست ندید!  This is a post with post format of type Link

نکته ای که قابل انکار نیست، این است که چه انتقاد اصولی باشد چه غیر اصولی، ناراحت کننده است. باید ببینیم مساله ای که میخواهیم مطرح کنیم و در مورد آن انتقاد کنیم، ارزش این ناراحتی را دارد یا خیر؟ اگر ۱۰ درصد احتمال میدهید که ارزش نداره، اصلا طرف انتقاد نرید!

  • زمانی که تاثیری ندارد!

عاشق افرادی هستم که در جمع به طرف مقابلشان بلند میگن:

چقدر چاق شدی؟ رژیم بگیر اندامت بهم نریزه!

خب دوست عزیز من! اون خودش میدونه و قبل از تو هم افراد آموزش ندیده بسیاری این نکته را بهش متذکر شده اند.

و با گفته شما که چیزی عوض نمیشه! پس این کار را انجام ندهید!

  • وقتی که صلاحیت انتقاد نداریم!

داستان زیبایی از پیامبر شنیدم. که دوست دارم به شما منتقل کنم. این داستان را از وبسایت باشگاه خبرنگاران جوان با شما به اشتراک میگذارم:

در زمان حضرب پیامبر خاتم (صلوات الله علیه و آله)، مادری فرزندش را نزد ایشان می‌آورد و می‌گوید: یا رسول الله! دیگر از دست این بچه عاجز شده‌ام. حرف مرا نمی‌شنود. رطب بسیار دوست دارد و آنقدر رطب خورده که به مریضی افتاده. او را نصیحت کنید. حرف شما را گوش می‌کند.

پیامبر (صلوات الله علیه و آله) پس از شنیدن سخنان این زن، به او می‌گوید برود و فردا نزد او بیاید.

مادر بچه را برد و فردا نزد پیامبر (صلوات الله علیه و آله) آورد. ایشان طبق فرموده خود، به وعده عمل کردند و با زبانی شیرین و کودکانه طفل را نصیحت کردند که رطب زیاد نخورد و به دلیل بیماری که دارد، از خوردن آن پرهیز کند. زبان ایشان به حدی گیرا و شیوا بوده که کودک به راحتی آن حرف‌ها را می‌پذیرد.

وقت رفتن مادر فرزند از آن حضرت می‌پرسند که با وجود این راحتی، چرا ایشان همان دیروز این حرف‌ها را به کودک نزدند.

پیامبر می‌فرمایند چرا که دیروز خودشان هم رطب خورده بودند. حرف خوب زمانی اثرگذار است که گوینده خود به آن عمل کرده باشد.

  • زمانی که راه درست را بلد نیستیم!
این نوشته رو از دست ندید!  نحوه ی استفاده ی پیامبر خدا از ادراک دیگران در هدایت (متقاعد کردن) آن ها

کافیه کمی چشمانمان را باز کنیم تا این مورد را در جامعه ببینیم! یک مدت ماشینم نیاز به تعمیر داشت و رفت و آمدم رو با تاکسی انجام میدادم.

خیلی خیلی کم پیدا میشن راننده تاکسی هایی که در مورد مسائل روز جهان منتقد نباشند. از بازی های جام جهانی گرفته تا انتخاب رئیس جمهور و وضعیت معیشتی مردم و سبک زندگی مردم! مباحث دینی که الی ماشاالله!

خب من معمولا میپرسم راه حل پیشنهادی شما چیه؟ شروع میکنند به ارائه راه حل و من هم با مثال های نقض پاسخ میدم.

در مباحثی که تخصص نداریم، اجازه ارائه انتقاد نداریم!!!

  • در روز بیشتر از تعدادی که در نظر گرفته ایم انتقاد نکنیم!

توضیح زیادی لازم نیست! فقط دو نکته

  1. مواظب باشید با انتقاد زیاد تبدیل خواهید شد به غر غروی جمع!
  2. فردی که سالی یکبار انتقاد میکنه تیغش برنده تره یا کسی که هر ساعت یک انتقاد میکنه؟ تصمیم با خود شماست!

قصد دارم تکنیک انتقاد کردن را به شما آموزش دهم، اما تمرکزم در این نوشته، انتقاد کردن نیست!

تکنیک حیاتی انتقاد

یک انتقاد استاندارد، ۶ مرحله دارد:

  1. کسب اجازه
    ۲٫ حسن جویی یا اشتباه شخصی
    ۳٫ بیان شخصی بودن نظر
    ۴٫ تمرکز به رفتار نه شخصیت
    ۵٫ تبدیل انتقاد به پیشنهاد
    ۶٫ وقت دادن و اختیار دادن

کسب اجازه

کسب اجازه به این معناست که به شخص میگوییم که آیا ممکن است وقت خود را برای بیان مطلبی به ما بدهد؟

چند مورد مثال میزنم:

  • ببخشید میتونم خواهش کنم چند دقیقه ای وقتتون رو به من اختصاص بدهید؟ میخواهم یک نکته ای به شما عرض کنم.
  • الآن زمان مناسبی هست که به شما یک نکته بگویم؟
  • عزیزم الآن وقت داری یک نکته بهت بگم؟
  • سعید جان الآن حسش هست در مورد یک چیزی صحبت کنیم؟
این نوشته رو از دست ندید!  خرید محصول آموزشی | برای خرید یک محصول آموزشی چه مواردی مهم است؟

این پای شماست که از چه عبارتی استفاده کنید.

اگر هم با در خواست شما موافقت نشد، سوال کنید! زمان بهتر رو از خود شخص بپرسید.

حواستان باشد در این قسمت اصلا از کلمه انتقاد استفاده نکنید!

عزیزم الآن وقت داری یک انتقاد کنم کاملا اشتباهه!!!

 

حسن جویی یا اشتباه شخصی

انتقاد خیلی درد دارد و برای این که طرف مقابل کمتر متوجه درد انتقاد ما شود، باید یک حسن جویی کنیم!

تکنیک حسن جویی را در مقاله ای به طور کاملا دقیق آورده ام که میتوانید از این لینک مطالعه کنید

یک روش دیگر برای شکستن گارد طرف مقابل وجود دارد بعنوان اعتراف به ضعف شخصی! مثلا بگوییم قبلا من همچین کارهای اشتباهی انجام میدادم و امثال این جمله…

 

اعتراف به شخصی بودن نظر

بازم باید درد را کم کرد! باید به مخاطب بگوییم که چیزی که قرار است به تو بگویم نظر شخصی من است و امکان دارد اشتباه باشد! به همین راحتی!!!

بیان به رفتار نه به شخصیت!

از دیگر گام هایی که در انتقاد باید رعایت کنیم، بیان انتقاد به رفتار طرف مقابل است نه به شخصیت او!

چرا که رفتار را میشود اصلاح کرد اما شخصیت را خیر! و اگر شما به شخصیت فردی توهین کنید، به راحتی از شما فاصله خواهد گرفت!

رانندگی پر سرعت تو من رو نگران کرد!   صحیح!

تو انسان بی احتیاطی هستی !    غلط!!!

تبدیل انتقاد به پیشنهاد

نکته مهمی وجود دارد که دقیقا نظر من همین است که تا میتوانید این گونه انتقاد کنید.

ادبیات خود را عوض کنید و بجای انتقاد پیشنهاد دهید!

تو به من بی توجهی!   غلط!!!

میتونستی به من بیشتر توجه کنی!   صحیح!!!

 

وقت دادن و اختیار دادن

آخرین قدم این است که تا میتوانیم فشار را از روی طرف مقابل برداریم و او را تحت فشار قرار ندهیم و به او اختیار عمل و فرصت بدهیم.

عباراتی مثل این که:

حالا این نظر من بود و شاید درست نباشه. شما هم یه کم در موردش فکر کن هر جور دیدی درسته اقدام کن.

به ما کمک میکنند که فرد کمتر تحت فشار قرار بگیرد و به جای این که به این فکر کند تا جواب ما را بدهد، به عملکرد خود و راهکار این موضوع فکر می کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *