درخواست کردن

درخواست کردن شرایطی دارد! | دانلود رایگان

درخواست کردن هم مانند اعتماد به نفس و عزت نفس و دیگر مهارت های نرم، یک مهارت آموختنی است. امکان دارد که شخصی بصورت ذاتی، بلد باشد درست درخواست کند! اما به این معنا نیست که نشود آن را یاد گرفت. در این نوشته قصد دارم در این مورد صحبت کنم.

قبل از هر چیزی! چرا ما اقدام به درخواست کردن نمیکنیم؟

در پاسخ به سوال، سه جواب حاضر کرده ام.

نمیدانیم چه چیزی میخواهیم

صرفا فرصت درخواست داریم! اما نمیدانیم دقیقا چه چیزی بخواهیم.

چندی پیش، یک تاجر برنج با دوست من دوست شده بودن و این جناب تاجر به دوست من گفته بود هر خواسته مالی داشتی با من در میان بگذار. دوست من از من مشورت میخواست که الآن چه درخواستی داشته باشم! این فرد نمیداند چه میخواهد، لذا اقدامی نمیکند برای درخواست کردن

ترس از جواب نه!

عده ای هم هستند برای این که فرصت خود را نسوزانند اقدام به درخواست نمیکنند. میترسند از طرف مقابل نه بشنوند، لذا کلا بیخیال قضیه می شوند.

کمبود اعتماد به نفس و خجالت های ما

این مورد باعث میشود که حتی اگر یک درخواست داشته باشیم که هم به نفع ماست و هم به نفع طرف مقابل، این درخواست را ارائه نکنیم! چون خجالت میکشیم و در نتیجه درخواست کردن را کنار میگذاریم و این فرصت را نادیده میگیریم.

 

شش نکته که برای درخواست کردن بسیار مهم است!

هدف ما از درخواست چیه؟

گاهی اوقات موقعیتی  سراغ ما می آیند که صرفا انگیزشی است! یا ناخودآگاه دلمان میخواهد یک درخواست کنیم! یا بعضی اوقات یک موقعیت درخواست خوب برای ما پیش می آید.

برای مثال! یک پست در اینستاگرام گذاشتم که اگر بتوانم ۳ تا درخواست شما را به هر کس دوست دارید برسانم طوری که اون شخص قبول کند، درخواست هایتان چه چیزی خواهد بود؟

یک نفر نوشت که برم به شخص دیگری بگویم که فلانی دوستت دارد! خب هدف از این خواسته چیه؟ صرفا بداند دوستش دارد؟ دقیفا هدف از درخواست چیه؟ صرفا بداند که دوستش دارید ؟

یک نفر نوشت که به یک فرد ثروتمند بگو که قسمتی از اموالت را بسپار به من! اوکی! فرضا من رفتم به شخصی گفتم که ۱۰ میلیارد به این فرد بده. خب هدف چیه؟ این ده میلیارد رو برای چه کاری نیاز دارید؟

زمانی که هدف را ندانیم، دقیقا نمیدانیم درخواست در چه اندازه ای داشته باشیم!

گاهی اوقات فرصت هایمان را از دست میدهیم فقط به این دلیل نمیدانیم هدفمان از این درخواست چیست.

موقعیت پیش می آید و میگوییم ای کاش درخواست بهتری داشتم! ای کاش میتوانستم بهتر استفاده کنم.

فرض کنید یک دانشجو انتقالی میخواهد و میرود به قسمت خدمات دانشگاه این درخواست را ارائه می کند. صرفا میگوید انتقالی میخواهم. در این فرض ما، مسئول مربوط با این درخواست موافقت میکند. فرد قصد داشته از دانشگاه تبریز بروز دانشگاه اصفهان! اما مسئول به دانشگاه کرمانشاه منتقلش میکند. مسئول کار خود را درست انجام داده و انتقال انجام شده! ولی این فرد از آن جا که هدف خود را از درخواست کردن مشخص نکرده است، با مشکل روبرو می شود.

 

درخواستی که میکنیم چه منفعتی برای طرف مقابل دارد؟

اکثر ما انسان ها، درخواستمان یک طرفه است! توقع داریم طرف مقابلمان بدون هیچ امتیازی، کاری برای ما انجام دهد.

اگر این کار را انجام دهی، خدا خیرت بده!

اگر این کار را انجام دهی، امیدوارم خدا برات بسازه!

قصد ندارم بگویم مردم حسابگر هستند! اما هر موقع درخواست دارید باید بگویید سود طرف مقابل در چه چیزی است! به قول معروف عاشق چشم و ابروی ما که نیستند!

حقیقت این جاست که اگر درخواستمان را حتی اصولی انجام دهیم و نتوانیم منافع طرفمان را به او نشان دهیم، به درخواست ما تن نمی دهند!

ببینید زمانی که یک متکدی یا گدای خیابانی سمت ما می آید یک پول خیلی کم از ما درخواست میکند. اما یک طلا فروش، عدد بالایی از ما درخواست میکند. به کدام راحتتر پول می دهیم؟ طلا فروش یا گدا؟

مردم به گدا به سختی پول می دهند و به طلا فروش راحتتر!

دو دلیل دارد:

  1. فرد متکدی اصرار می کند و شان خود را پایین می آورد و هیچ اقتداری از خود نشان نمیدهد. اما طلا فروش این گونه نیست! با اقتدار از ما پول میگیرد و همین باعث می شود که راحتتر به وی پول دهیم!
  2. فرد متکدی در برابر پولی که به وی می دهیم چه چیزی به ما میدهد؟ صرفا میخواهیم یک فرد سمج را از سر باز میکنیم! حتی نمیتواند حس انسان دوستانه ما را تحریک کند! اما طلا فروش در ازای پول ما چیزی با ارزش به ما میدهد.

اگر بدانیم جواب بلی به درخواست مخاطب برابر است با رسیدن به نفع و سود، چرا قبول نکنیم؟ شما هم بعنوان فردی که درخواستی را ارائه میکنید، باید به امتیازاتی که درخواستتان برای مخاطب دارد اشاره کنید.

 

 

 

 

چند صدایی

نکته بعدی که باید رعایت کنید، بحث چند صدایی است. چند صدایی یعنی این که صحبت های من، معنایی رو به مخاطب میرساند، که منظور من نبوده است! به قول خودمان یعنی صحبت های من واضح نیست و مخاطب منظور من از درخواست را متوجه نمیشود!

برای حل این مساله باید واضح صحبت کردن را تمرین کرد.

تمرین واضح صحبت کردن:

تمرین ساده ایست!

یک بازی ۳ نفره. یک نفر بعنوان داور، یک نفر بعنوان گوینده و دیگری بعنوان اشکال گیرنده!

داور موضوع یک درخواست را بیان می کند:.

فرد گوینده باید بصورت هر چه واضح تر این موضوع را از اشکال گیرنده درخواست کند.

اشکال گیرنده باید تا میتواند سخت گیر باشد و احتمال های عاقلانه را بیان کند.

مثال:

داور موضوع را “گرفتن کتاب” بیان میکند.

گوینده میگوید: احمد اگر امکانش هست، کتاب “آیین دوستیابی” را به من بده!

اشکال گیرنده: میدم اما نه الآن! چون در درخواستت زمان را مشخص نکردی!

گوینده: احمد اگر امکانش هست، کتاب ” آیین دوستیابی” تا یک ساعت دیگه به من بده!

اشکال گیرنده: میدم اما نسخه الکترونیکی اش را بهت میدم!

داور باید ناظر باشد که اشکال گیرنده به پرت و پلا نرسد!

اگر اشکال گیرنده بتواند ۳ مرحله اشتباه بگیرد، گوینده باخته! و همینطور جایشان را عوض کنند.

این که چه کسی داور باشد چه کسی گوینده و چه کسی اشکال گیرنده، یک قرعه کشی مشکل را حل می کند.

 

این تمرین باعث میشود که نوع صحبت هر سه نفر قوی شود. چون به این مساله دقت میکنند.

پایان ناپذیری یک درخواست

نکته قابل توجه دیگر برای درخواست کردن، این است که بدانیم درخواستی که انجام میدهیم، صرف همین درخواست نیست! و با هر درخواست، یک موقعیت به طرف مقابل داده ایم برای درخواست کردن از ما! این نکته، قانونی است نانوشته که بعد از درخواست کردن ، به اصطلاح ما را در رودروایسی قرار می دهد!

باید توجه کنیم که اگر از کسی درخواستی داشته باشیم، یک فرصت به وی داده ایم که در آینده درخواستی از ما داشته باشد. اگر این نکته را پذیرفتیم، اجازه درخواست کردن داریم و اگر خیر، باید بیشتر تامل داشته باشیم.

زمان و مکان موازی درخواست

شاید در ۹۹ درصد مواقع، افراد به این مورد دقت نمیکنند! منظور از زمان و مکان موازی، اثری است که درخواست ما بر دیگران دارد! امکان دارد که درخواست ما در این زمان، باعث درگیر شدن یکی از اعضای خانواده ما در زمانی دیگر باشد! یا درخواست من این جا دلیل توقع فرد مقابل از پدرم در فضای دیگر باشد.

برای مثال پسری که فرزند یکی از ثروتمند های مهم شهر است، با درخواست نمره از استاد، ممکن است باعث شود استاد توقع دریافت یک وام چندین میلیونی را کند. از چه کسی؟ از پدر این آقا پسر! پس پسر با یک درخواست معمولی پدر خود را درگیر فرد دیگری کرد.

زمانی که قصد ارائه درخواستی را دارید، حواستان باشد افرادی وجود دارند که این درخواست شما بر زندگی اون ها هم موثر است.

اگر درخواست شما روی زندگی فرد دیگری اثر منفی بگذارد، اعتبار شما نزد آن فرد کم میشود و امکان دارد در آینده آن فرد باعث ایجاد تغییر منفی در زندگی شما شود.

بار فکری طرف مقابل

در ذهن طرف مقابل دو چراغ وجود دارد! یک چراغ سبز و یک چراغ قرمز! و کلام شما در ذهن طرفتان یک چراغ را روشن می کند. یا سبز یا قرمز!

چراغ سبز، نیت خیر طرف مقابل است و چراغ قرمز نقطه مخالف یعنی نیت نادرست! با مثل توضیح میدهم

تصور کنید به فردی میگویید من نیاز به کمک مالی دارم! و صد در صد هدف شما این است که چراغ سبز در ذهن طرفتان روشن شود. میتواند این گونه باشد و طرف طبق خواسته شما عمل کند، چقدر خوب و عالی!

اما امکان دارد که چراغ قرمز در ذهن طرف مقابل روشن شود. در این صورت امکان دارد ذهنش طرف سوءاستفاده از این درخواست شما برود. یا این که امکان دارد حس تهدید به وی بدهد و شما نتیجه مطلوب را نگیرید.

اگر جواب رد شنیدیم

حال امکان دارد با رعایت این ۶ نکته شما جواب نه بشنوید! این نباید باعث شود که شما به خودتان شک کنید!

آقای حمید امامی در کتاب نه به نه، ۲۳ دلیل می آورد که مخاطب امکان دارد به خاطر یکی از این ۲۳ مورد نه بگوید. صرفا این نه شنیدن معنای نه به من نیست! امکان دارد بخاطر وضع روحی فرد دخیل باشد. امکان دارد مخاطب درست متوجه منظور ما نشده است و احتمالات دیگر…!

 

سریعا اقدام کنید

مطمئنم همین الآن که در حال مطالعه این نوشته هستید، بخاطر درخواست هایی که قبلا از دست داده اید، پشیمان هستید! مهمترین نکته اقدام برای درخواست کردن است. پیشنهاد میکنم همین الآن یک درخواست تنظیم کنید و با رعایت ۶ نکته بالا، اقدام کنید برای درخواست کردن!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *