لباس روحانیت

لباس روحانیت کجا و مهدی منا زاده کجا!!! | چرا من با لباس روحانیت فعالیت می‌کنم؟

امروز سه شنبه ۱۸ ذی حجه ۱۴۴۰ ، چهارمین سالگرد یک نقطه عطف در زندگی من است. عید غدیر چهارسال پیش در چنین روزی من ملبس شدم به لباس روحانیت! معمم شدن برای منی که در کودکی از روحانیون و لباس روحانیت تصویر جالبی در ذهنم نداشتم، یک اتفاق بزرگ بود!

مهدی منا زاده لباس روحانیت

داستان از کجا شروع شد؟

یادم میاد برای طلبه شدن، خودم با خودم یک قرار گذاشته بودم! طلبه می‌شوم به شرطی که لباس روحانیت در زندگی من جایی نداشته باشد! از کودکی از افراد معمم خوشم نمی‌آمد! دلیلش هم تبلیغات و جو علیه لباس روحانیت بود! بدی خاصی از این قشر ندیده بودم. تا وقتی که طلبه شدم.

هم من و هم شما می‌دانیم که در هر قشری خوب و بد وجود دارد. وارد حوزه شدم و از نزدیک با خوب و بد جامعه روحانیت آشنا شدم.

از آن جا که روحانیون مشغول به خواندن درس دین هستند، توقع کسانی که از بیرون نگاه می کنند این است که روحانیون باید به آموزه های دینی عمل کنند. توقع نابجایی هم نیست! اما آموزه های امروز حوزه علمیه حلقه گمشده ای دارد به نام اخلاق!

طلبه از کجا باید شیوه تعامل با دیگران را بصورت عملی بداند؟

این طلبه از کجا باید شیوه انتقاد را بداند؟

این طلبه از کجا نحوه صحبت کردن با زبان مردم را بیاموزد؟

حوزه علمیه (متاسفانه) مانند دانشگاه برنامه ای برای دانش پذیران خود ندارد و کسی از این حوزه به جایی نمی رسد مگر آن که طلبه خودش برای خود برنامه داشته باشد.

خلاصه از بحث دور نشویم! وارد حوزه شدم و دیدم نسبت کسانی که به دانسته هایشان از دین پایبند هستند به کسانی که صرفا نام طلبه را یدک میکشند و متاسفانه باعث بدنامی طلبه ها شده اند خیلی ناچیز است!

خُب من دو راه جلوی خودم داشتم! اول این که بیخیال حوزه شوم و مانند هزاران نفر صورت مساله رو پاک کنم! راه دوم این که خودم کاری کنم!

چرا معمم شدم به لباس روحانیت؟

خلاصه بگم که من راه دوم رو انتخاب کردم.

این نوشته رو از دست ندید!  متقاعد سازی در سخنرانی

در زمانی که میتوانستم مسیر روحانیت رو رها کنم، و مثل آدم زندگیم رو ادامه بدهم 🙂 بر خلاف میل درونی ام تصمیم گرفتم که به لباس روحانیت تن بدهم. نمی‌شود دید مردم رو به لباس پیامبر عوض کرد، مگر با استفاده از همین لباس!

البته این سیر فکری من بود برای تغییر هویت از لباس معمولی به لباس روحانیت! یک اتفاق بیرونی باعث شد ملبس شدنم خیلی زود اتفاق بیافتد!

اوایل طلبگی‌ام بود که به یکی از روستاهای دور افتاده در استان خوزستان رفتم برای تبلیغ. در این سفر تبلیغی من با عمامه و عبا و قبا بودم و چند تا عکس هم از خودم در این جریان گرفتم. گذشت و خواستم به اسم یک روحانی در فیسبوک صفحه ای باز کنم، از عکس با عمامه در تصویر پروفایل استفاده کردم.

به مناسبتی با عده ای از دوستانم یک قرار ملاقات با فرزند یکی از مراجع هماهنگ کردیم. از قبل با ایشون یک ارتباط نه چندان نزدیکی داشتیم.

ایشون به من اشاره کرد و گفت:

تو که هنوز معمم نشدی! من عکست رو با عمامه دیدم!

منم بخاطر جایگاهی که ایشون داشتن و این که چیزی از عزت نفس نمیدانستم، رنگم عوض شد و گفتم:

نه متاسفانه هنوز معمم نشدم!

جلوی همه از من قول گرفت که در اولین فرصت به لباس روحانیت معمم بشم. با همسرم در میون گذاشتم و ایشون هم گفت حتما خیریتی وجود داره که این صحبت رو با شما داشتن.

مهدی منازاده

چرا با لباس روحانیت فعالیت می‌کنم؟

همونطور که بالاتر اشاره کردم، نه تنها فعالیتم با لباس روحانیت، بلکه ادامه دادن راه طلبگی برای این بود که بتونم حداقل یک پله به این قشر واقعا پر محتوا اما با قالبی نه چندان به روز، کمک کنم.

لذا به لباس روحانیت ملبس شدم، در جدید ترین کلاس ها شرکت کردم و با حرفه ای ترین اساتید از موضوعات بازاریابی و انواع ارائه گرفته تا طراحی لباس و بهبود فردی و ارتباطات و … ارتباط برقرار کردم.

این نوشته رو از دست ندید!  مدیریت زمان | هر آنچه باید در مورد مدیریت زمان بدانید

برای این که در این طیف اثر مثبت داشته باشم، اولین مرحله این است که با جدید ترین مباحث روز آشنا باشم، به همین خاطر خودم رو در معرض این آموزش ها قرار دادم.

رسالت من این است که …

هر کس در این دنیا پا گذاشته تا ماموریتی که به آن سپرده شده را با موفقیت انجام دهد و در مسیر انجام ماموریت باشد. پیدا کردن این مأموریت مهم است!

مأموریتی که منم برای خودم در این دنیا پیدا کردم، آشنا کردن حداکثر مردم جهان با سیره رسول خدا صلوات الله علیه و آله و اهل بیت ایشان است. تا جایی که بتوانم!

شاید بپرسید چه ربطی به موضوع این نوشته داره؟ به نظر من لازمۀ انجام این ماموریت ملبس بودن به لباس روحانیت است! لباسی که به رسول خدا منسوب است میتواند مردم را با رسول خدا آشنا کند، فقط کار خطیری است! چرا که خوب و بد کارهایم را به پای من نمینویسند! بلکه قضاوت مردم به این گونه است که کارهای من را به لباس روحانیت نسبت میدهند.

لذا لباس روحانیت قابلیت دارد بهترین وسیله برای آشنایی مردم با رسول خدا و اهلبیت طاهرینش باشد. همچنین در طرف مقابل! لباس روحانیت میتواند چهره دین و پیامبر و اهلبیت را به جهانیان به شکل منفی معرفی کند.

همانطور که متاسفانه خیلی از هم‌لباسان من (چه بخواهیم قبول کنیم چه نخواهیم) با کلامشان تعریف زیبایی از دین نشان داده اند اما با اعمالشان عکس کلامشان را ثابت کرده اند.

میخواهم خودم را زندگی کنم!

و اما چه دلیلی دارد که با لباس روحانیت فعالیت آموزشی ام را دنبال کنم؟

دلیل های مختلفی دارد که دلایل گذشته از آن ها خارج نیست! یک دلیل دیگر که در بالا ذکر نکردم این است که من انتخاب کردم با لباس روحانیت زندگی کنم. منِنوعی زمانی که تصمیم به انجام کاری می‌گیرم بهترین حالت این است که طبق انتخابم زندگی کنم.

به نظر من عوض کردن رنگ و مدل و نوع لباس بر مبنای نظر مردم، بیانگر نشانه کمبود عزت نفس است! اصلا زندگی بنابر حرف مردم عزت نفس پایین را نشان می‌دهد. لذا من دلیلی نمیبینم که با لباسی غیر از لباسی که خودم انتخاب کرده ام زندگی ام را ادامه دهم.

این نوشته رو از دست ندید!  اثر هاله ای در متقاعد سازی

 

آیا بدون لباس روحانیت، فعالیت من بهتر پیش نمی‌رود؟

بستگی دارد بهتر را چه معنا کنیم؟ اگر معنای بهتر درآمد بیشتر است، بله این طور است. تدریس مباحثی که من تدریس می کنم با کت و شلوار یا لباس اسپورت قطعا درآمد بالاتری خواهد داشت. به این دلیل که مردم روحانیت رو به عنوان قشر رایگان میشناسند و خب باورشان نمیشود که یک روحانی برای یک کلاس پول میگیرد لذا کمتر در کارگاه هایی که با هزینه برگزار می شود شرکت میکنند.

اما چیزی که برای من لذت بخش است، این است که شرکت کننده های کارگاه ها و دوره هامون، در ادامه هم در تمام کارگاه های جدید شرکت میکنند. یعنی مطلب به قدری کاربردی بوده که در کارگاه های جدید نیز ثبت نام کرده اند.

اما بنا بر نظر من بهتر را اگر حال خوب و احساس رضایت از زندگی خودم بیان کنیم، نه بدون لباس روحانیت فعالیت من بهتر نمی شود!

قطعا با وجود لباس روحانیت در کوچه و خیابان توهین هایی می شنوم، قطعا به خاطر لباس روحانیت به من تعرض هایی می شود، همانطور که در سال ۹۷ یک تصادف برای من و دوستم اتفاق افتاد فقط به خاطر لباس روحانیت.

اما با توجه به رسالتی که برای خودم پیدا کرده ام، تمام این مشکلات را نیز پذیرفته ام. لذا هیچ مساله ای با این مشکلات بالقوه ندارم.

تصادف دو طلبه

پیشنهادم به شما چیست؟

پیشنهاد رسمی من به شما این است که رسالت خودتان را پیدا کنید و بنا بر آن زندگی کنید! رسالت و ماموریت من و شما زمانی پیدا میشود که ارزش ها، توانمندی ها و اهداف خودمون رو بدانیم!

و قطعا زندگی بر اساس ارزش ها و در مسیر ماموریت زندگی بسیار لذت بخش تر است از زندگی های به ظاهر زیبا اما تهی!!!

5 thoughts on “لباس روحانیت کجا و مهدی منا زاده کجا!!! | چرا من با لباس روحانیت فعالیت می‌کنم؟

  1. زهرا says:

    بسیار ممنون بابت انتقال تجربه‌ی خوب شما.
    بنده هم هیچ آشنایی قبلی با قشر روحانیت نداشتم و به خاطر حرف‌هایی می‌شنیدم نگاه مثبتی هم نداشتم تا این که در حوزه‌ی دانشگاهمون شناخت بیشتری پیدا کردم و دیدم که چقدر افراد محبوب و با معرفتی عمیق وجود دارند و چقدر ما به خاطر قضاوت‌های اشتباه خودمون رو از بهره بردن از علم و دانش‌شون محروم کردیم.

  2. مراد احمد زهی says:

    خب این ویترین زیبایی و انسان دوستانه ای بود. اما در حقیقت بابت پوشیدن این لباس چقدر پول می‌گیری؟؟؟

  3. محمد شریف says:

    استاد منبخاطر مقاله مدیریت زمان به صورت اتفاقی وارد سایت شما شدم
    خیلی خوشحالم که باهاتون اشنا شدم
    جسارتا استاد متولد چه سالی هستید چند سالتونه؟ توی رزومه اشاره ای نکردید برای همین اینجا پرسیدم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *